مسیر

مذاهب اهل سنت مذهب حنفی برخورد ابو حنيفه با خلفا چگونه بوده است؟
 
برخورد ابو حنيفه با خلفا چگونه بوده است؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
مذاهب اهل سنت - مذهب حنفی

برخورد ابو حنيفه با خلفا چگونه بوده است؟

در كتاب السنة، ص344، حديث شماره 371 اثر جناب عبد الله بن احمد بن حنبل مطلبي دارد ،ايشان روايتي را نقل مي‌كند و محقق اين كتاب هم مي‌گويد كه اسنادش صحيح است. جناب ابو اسحاق فزاري مي‌گويد:

كان أبو حنيفة يقول: إيمان إبليس و إيمان أبي بكر الصديق رضي الله عنه واحد. قال أبوبكر: يا رب و قال إبليس: يا رب. إسناده صحيح.

ايمان شيطان و ايمان ابوبكر صديق، يكسان است و هر دو، يارب مي گفتند.

در اين موارد، نمونه هاي فراواني است ،ولي از عزيزان احناف اين سؤال را داریم كه اگر يك اينچنين عبارتي را مثلا علامه مجلسي (ره) يا شيخ طوسي (ره) يا شيخ مفيد (ره) داشته باشد، عليه ما چه غوغايي به پا مي‌كنند؟

آقايان وهابيت كه اين همه غوغا عليه ما مطرح كرده اند و بن جبرين آنها فتوا داده است كه شيعه، كافر است، چون به صحابه، به‌ويژه خلفاء، جسارت مي كند، آيا اينها اين مردانگي و عرضه را دارند كه بيايند در رابطه با كتاب السنة پسر احمد بن حنبل كه خود را به مذهب حنبلي منتسب مي‌كنند، اظهار نظر كنند و بگويند عبد الله بن احمد بن حنبل كافر است يا نه؟!

جناب خطيب بغدادي كه قطعا شيعه نيست و كسي هم او را متهم به تشيع نكرده است، در كتاب تاريخ بغداد، ج13، ص388 مي‌گويد:

و ذكر له قضاء من قضاء عمر أو من قول عمر في الولاء، فقال: هذا قول شيطان.

در جايي، قضاوت ها و سخنان خليفه دوم براي ابوحنيفه نقل شد و ابوحنيفه گفت: اين گفتار شيطان است.

عبد الله بن احمد در كتاب السنة، ص376، حديث شماره347 نقل مي‌كند:

حدثني أبو الفضل، نا مسلم بن إبراهيم، نا عبد الوارث بن سعيد، قال: نا سعيد، قال: «جلست إلى أبي حنيفة بمكة، فذكر شيئا، فقال له رجل: روى عمر بن الخطاب رضي الله عنه كذا و كذا، قال أبو حنيفة: ذاك قول الشيطان، و قال له آخر: أليس يروى عن رسول الله صلى الله عليه و سلم» أفطر الحاجم و المحجوم «فقال: هذا سجع  فغضبت و قلت إن هذا مجلس لا أعود إليه و مضيت و تركته».

به جناب ابوحنيفه گفتند كه از جناب عمر اينچنين نقل شده است، ابو حنيفه گفت: اين گفتار شيطاني است. شخص ديگري هم از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) روايتي را نقل كرد و ابو حنيفه گفت: اينها شعر است. راوي مي‌گويد كه ناراحت شدم و گفتم: ديگر در محضر درس ابوحنيفه حضور پيدا نمي كنم و در اينچنين مجالسي شركت نمي كنم.

اگر ما (شیعه)اينچنين روايتي را نقل كرده بوديم، عزيزان احناف، نسبت به ما چه مي گفتند؟

البته ما نسبت به صحت و سقم اين قضيه، هيچ اظهار نظري نمي كنيم و فقط سؤال مي كنيم كه آيا عزيزان احناف، نقل اين قضيه را بر مي تابند يا خير؟ اگر اينچنين روايتي را در كتاب‌هاي حنابله ‌مي‌بينند، چه جواب و توجيهي دارند و به ما ياد بدهند كه اگر ما هم اينچنين عباراتي را در كتاب‌هاي شيعه ديديم، ياد بگيريم وهمان جواب بدهيم و توجيه كنيم.

تلخیصی از بیانات استاد دکتر قزوینی

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد