مسیر

جریان سقیفه وقایع جریان سقیفه چه کسانی در تجهیز و تدفین بدن مطهر پیامبر(ص) شرکت داشتند؟
 
چه کسانی در تجهیز و تدفین بدن مطهر پیامبر(ص) شرکت داشتند؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 
مسائل قبل از رحلت و جریان سقیفه - وقایع جریان سقیفه

چه کسانی در تجهیز و تدفین بدن مطهر پیامبر(ص) شرکت داشتند؟

1-بخارى متوفاي 256 در صحيحش ج 8 ص 26 حديث 6830 از قول جناب عمر نقل مى‏كند كه گفت :

من به دنبال أبي بكر آمدم و گفتم بيا برويم ‏به طرف برادران انصار كه در سقيفه تجمع كرده‏اند و مشغول تعيين خليفه‏اند .

مشخص می شود كه كنار بدن پيامبر بوده‏اند . البته بودن جناب عمر در منزل ثابت نيست ؛ ولى اين كه أبو بكر در داخل منزل بوده تا حدودى روشن است .

2- طبرى در تاريخ ج 2 ص 456 نقل مى‏كند :

زمانى كه انصار در سقيفه جمع شده بودند براى تعيين خلافت و خبر كه به عمر رسيد بلافاصله آمد به طرف منزل پيامبر و كسى را به داخل منزل فرستاد تا أبو بكر را صدا بزنند (در اين موقع عليّ بن أبي طالب مشغول تجهيز بود).

أبي بكر گفت : من كار دارم و در كنار بدن هستم .

اما عمر باز تأكيد كرد و مى‏گويد :يك اتفاق تازه‏اى افتاده كه حتماً بايد خودت حضور داشته باشى .

اين جا أبو بكر از منزل خارج مى‏شود و به همراه عمر به سقيفه مى‏روند .

3- مقدسى در كتاب البدء والتاريخ مى‏گويد :

طلحه و زبير در خانه فاطمه بودند به اين ها خبر دادند كه در سقيفه انصار درگيرند بر سر خلافت عمر كسي به سوى طلحه و زبير مى‏آيد و مى‏گويد اگر به مردم احتياج داريد سريع آنها را دريابيد . آنها هم درب منزل پيامبر را بستند و آنجا را ترك كردند و رفتند به سمت سقيفه و در خانه كسى نماند جز امير المؤمنين - عباس عموى پيامبر و بعضى از شخصيتهاى برجسته مثل دو فرزند عباس كه مشغول تغسيل بودند .

4- شهرستانى در ملل نحل جلد 1 ص 24 صراحتا مى‏گويد امير المؤمنين بنا به وصيت پيغمبر مشغول تجهيز و تكفين پيامبر بود .

5- جالب اينكه هيثمى عالم پرآوازه اهل سنت با حالتی از طعنه‏ در کتاب مجمع الزوائد هيثمى جلد 9 ص 33 مى‏گويد:

اين صحابه‏اى كه آن همه آقايى به سبب پيامبر نصيبشان شد و آن همه اظهار ارادت داشتند در حين تجهيز تكفين پيامبر كجا بودند كه بدن پيامبر را با اهل بيت خود تنها گذاشتند.

6- ابن حجر عسقلانى در الاصابه از قول ابو ذؤيب كه صحابه و شاعر است مي‌گويد:

قال أبو ذؤيب فوثبت من نومي فزعا فنظرت إلى السماء فلم أر إلا سعد الذابح فتفاءلت به ذبحا يقع في العرب وعلمت أن النبي صلى الله عليه وسلم قد قبض وهو ميت من علته فركبت ناقتي وسرت فلما أصبحت طلبت شيئا أزجر به فعن شيهم يعني القنفذ وقد قبض على صل يعني الحية فهي تتلوى عليه والشيهم يقضمها حتى أكلها فزجرت ذلك فقلت الشيهم شيء مهم والتواء الصل التواء الناس عن الحق على القائم بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم أولت أكل الشيهم إياها غلبه القائم بعده على الأمر فحثثت ناقتي حتى إذا كنت بالغاية فزجرت الطائر فأخبرني بوفاته ونعب غراب سانح فنطق بمثل ذلك فتعوذت بالله من شر ما عن لي في طريقي وقدمت المدينة ولها ضجيج بالبكاء كضجيج الحاج إذا أهلوا بالإحرام فقلت مه قالوا قبض رسول الله صلى الله عليه وسلم فجئت إلى المسجد فوجدته خاليا فأتيت بيت رسول الله صلى الله عليه وسلم فأصبت بابه مرتجا وقيل هو مسجى وقد خلا به أهله فقلت أين الناس فقيل في سقيفة بني ساعدة صاروا إلى الأنصار فجئت إلى السقيفة ... .

من خواب وحشتناكى ديدم و آمدم مدينه احساس كردم اتفاق ناگوارى براى پيامبر افتاده وقتى كه آمدم به مدينه ديدم مدينه سراسر گريه و شيون فراگرفته و آنچنان صداى ولوله هست مثل ايام حج در وقت تلبيه . پرسيدم چه خبر است گفتند پيامبر از دنيا رفته آمدم طرف خانه پيامبر درب خانه را زدم اما درب بسته بود و فقط اهل بيت پيامبر در درون خانه پيغمبر هستند . گفتم پس مردم كجا رفتند ؟ صحابه كجايند ؟ گفتند سقيفه بنى ساعدّه براى تعيين خليفه .

الاستيعاب ،‌ ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 1649 و اسد الغابة ابن اثير جلد 5 ص 189

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد