مسیر

جریان سقیفه وقایع جریان سقیفه آيا در سقيفه اسمي از امير مومنان(ع) برده شد؟در صورت مطرح شدن آن اين امر توسط چه کساني بود و موافقان و مخالفان اين امر در صورت وقوع چه کساني بودند؟
 
آيا در سقيفه اسمي از امير مومنان(ع) برده شد؟در صورت مطرح شدن آن اين امر توسط چه کساني بود و موافقان و مخالفان اين امر در صورت وقوع چه کساني بودند؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
مسائل قبل از رحلت و جریان سقیفه - وقایع جریان سقیفه

آيا در سقيفه اسمي از امير مومنان(ع) برده شد؟در صورت مطرح شدن آن اين امر توسط چه کساني بود و موافقان و مخالفان اين امر در صورت وقوع چه کساني بودند؟

يکي از شبهاتي که معمولا وهابيون مطرح ميکنند ؛ به خصوص دکتر قفاري و احسان الهي ظهير وسالوس ، اين است که :

اگر واقعا علي (ع) منصوص الخلافه بود و صحابه اعم از انصار و مهاجرين اين مطلب را شنيده بودند ، چرا در سقيفه نامي از ايشان به ميان نيامد ؟

اگر اينان در تاريخ خوب دقت کنند خواهند يافت که در همان درگيريهاي مهاجرين و انصار در سقيفه نام اميرالمومنين(ع) به ميان آمده است :

1- طبري از مورخين به نام اهل سنت است که ابن تيميه در مورد تاريخش مي گويد تاريخ او عاري از موضوعات است حتي ابن اثير تاريخش را برگفته از تاريخ طبري ميداند ،ايشان تعبيرش اين است :

در درگيريهاي که بين انصار و مهاجرين ايجاد شد و انصار ديدند که مهاجرين در شرف فائق آمدن بر آنان هستند و آنان موفق به پيشدستي نشدند گفتند

وقالت انصار او بعض الانصار لا يبايع الا عليا

اگر بنا بر اين باشد که قريش بخواهد اين قضيه را تصاحب کند ما جز با علي با هيچ کس ديگر بيعت نمي کنيم .

تاريخ طبري ج2ص - كامل في التاريخ، ج2،  ص325 443

2- ابن اثير در کامل ج2ص325 صراحت دارد بر اين مطلب که:

فقالت الانصار او بعض الانصار لا نبايع الا عليا

انصار يا بعض آنان گفتند ما جز با علي با کس ديگري بيعت نميکنيم .

3- زبير بکار که عثماني مذهب به ضد علوي مشهور است در کتاب الموفقيات ص587 حديث378 صراحت دارد بر اين که :

وکان المهاجرون والانصار لا يشکون في علي

مهاجرين وانصار که در سقيفه شور گذاشته بودند وبعد که سراغ ابوبکر آمدند، شبهه‌اي نداشتند در اين که خليفه و امام به حق آقا امير المومنين است .

4- ابن سعد در طبقات ج2، ص246 میگوید:

وقتي اين قضايا به گوش عباس (شخصيت برجسته اسلامي عموي پيامبر فردي که آن همه مدح در شأن او توسط پيامبر بيان شده) مي رسد، به امير المومنين عرض کرد:

يا علي قم حتي ابايعک ومن حضر فان هذا الامر اذا کان لم يرد مثله فالامرفي ايدينا

عباس گفت علي جان برخيز من و حاضران در اينجا با تو بيعت کنيم که اگر چنانچه اين امر در دست ما باشد ديگر کسي نمي تواند اين خلافت را از دست ما خارج کند.

5- ابن خلدون مي گويد:( اینگونه تعبیری را از عباس خطاب به علی(ع) بیان میکند)

لان العباس قال له يابن اخي هلم ابايعک

عباس گفت: پسر برادرم برخيز حال که اينها در سقيفه اين مسائل را ايجاد کردند من با تو بيعت کنم

فلا يختلف عليک اثنان

حتي دو نفر هم در باره تو اختلاف نکنند .

احکام سلطاني ماوردي ص6و ص7 ضحي الاسلام ج3 ص291 تاريخ الاسلام ذهبي ج1ص329وکتاب الامامه والسياسه ج1ص12

همچنين در تاريخ يعقوبي، ج2، ص123 صراحت دارد كه:

و كانوا مهاجرين و الأنصار لا يشكون في علي.

مهاجرين و انصار، در خلافت و جانشيني علي (ع) شك و شبهه اي نداشتند.

ولي آنچه كه مهم و اساسي است، حب رياست و سياست و فرماندهي جلوي چشمان عده ای را چنانگرفته بود كه اصلا حقايق را نمي ديدند.

ذهبي كه از بزرگان أهل سنت است، در كتاب سير أعلام النبلاء، ج19، ص328 در شرح حال ابوالمعالي نقل مي كند:

از غزالي، صاحب العيون سؤال كردند که آيا جناب عمر بن خطاب در روز غدير حضور داشت و اولين كسي بود كه به علي (ع) تبريك گفت و گفت: بخ بخ لك يا علي، أصبحت مولاي و مولاي كل مؤمن و مؤمنة، يا نه؟

غزالي گفت: بله.

سؤال كردند: آيا اين يك نوع بيعت بود يا نه؟

گفت: بله، بيعت بود.

گفتند: پس چرا بيعت را شكستند؟

غزالي گفت: حب رياست و هوي و هوس، جناب عمر را به شكستن بيعت كشاند و به رفتن سراغ غير علي (ع) وادار كرد.

پس کاملا مشخص است که با اين وضع، شعارهاي لا نبايع إلا عليا، که بعضی انصار سر داده بودند جواب نمي دهد.

حضرت فاطمه زهراء (س) يگانه فرزند و پاره تن نبي مكرم (ص)، در واپسين روز رحلت نبي مكرم (ص) در مسجد، در جمع مهاجرين و انصار حضور مي يابد و فرياد مي كند:

أنسيتم قول رسول الله يوم غدير خم قال: من كنت مولاه فعلي مولاه.

آيا فراموش كرديد شما مردم، سخن پدرم را در روز غدير كه فرمود: هر كه را من مولاي اويم، علي مولاي اوست.

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد