مسیر

جریان سقیفه وقایع جریان سقیفه اساسي ترين دلايل اقامه شده در سقيفه براي دور نگهداشتن امير المومنين در مساله خلافت چه بود ؟
 
اساسي ترين دلايل اقامه شده در سقيفه براي دور نگهداشتن امير المومنين در مساله خلافت چه بود ؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
مسائل قبل از رحلت و جریان سقیفه - وقایع جریان سقیفه

اساسي ترين دلايل اقامه شده در سقيفه براي دور نگهداشتن امير المومنين در مساله خلافت چه بود ؟

پاسخ:

اولين اتهامي که به علي و بني هاشم زدند، گفتند: نبايد خلافت و نبوت در يکجا جمع شود

طبري و ابن اثير نقل ميکنند :

که روزي عمر به ابن عباس گفت :

اتدري ما منع قومکم منهم بعد محمد فکرهت ان اجيبه

آيا فهميدي که چرا قريش نگذاشتند خلافت به شما برسد وعلي خلافت را تصدي کند

فقلت ان لم اکن ادري فامير المومنين ادري

ابن عباس گفت اگر من ندانم شما من را آگاه کنيد

فقال عمر کرهوا ان يجمعوا لکم النبوه والخلافه

چون ما کراهت داشتيم نبوت و خلافت هر دو در خانواده هاشم باشد .

لطفا دقت کنید: اين دو عبارت را از جناب عمر کنار هم بگذارید، عبارت بالا در مقایسه با این عبارت تاريخ طبري ج2، ص457 و انساب الاشراف ، بلاذري ، ج5 ، ص16 که ميگويد:

چون نبوت در درون ما بوده است شايسته براي خلافتيم و از آن طرف در اينجا مي گويد چون نبوت داخل در بني هاشم بود ما قريش نخواستيم نبوت و خلافت در يک جا جمع شود.

جالب اينکه جناب عمر ميگويد :

کرهوا النبوه والخلافه فتبجحوا علي قومکم بجحا بجحا

تا اينکه شما بني هاشم به مردم فخر بفروشيد وبه مردم بگوئيد هم نبوت در ما بوده وهم خلافت .

ابن عباس ميگويد گفتم آيا اجازه ميدهيد من حرف بزنم ناراحت نمي شوي گفت نه سخن بگو

ابن عباس گفت :شما که اين را ميگوئيد قرآن در سوره محمد آيه 9 در مورد قريش مي فرمايد

ذالک بانهم کرهوا ما انزل الله فاحبط اعمالهم

آنان نبوت پيامبر را کراهت داشتند، از نزول قرآن کراهت داشتند

آيا کراهت قريش ملاک ميشود ؟

در جاي ديگر ابن عباس دلیل دیگری آورد:

داستان سليمان که هم نبوت و هم خلافت در او جمع شده بود را مي آورد مي گويد وقتي اين آيه را خواندم عمر گفت ابن عباس داري حرفهاي درشت مي زني مي ترسم به کلي از چشمم بيفتي

فقال عمر بلغني انک تقول انما صرفوها عنا حسدا وظلما

شنيدم در جائي گفتي قريش ( ابوبکر و عمر ) نگذاشتند خلافت به بني هاشم برسد از روي حسد و ظلم .

فقلت اما قولک يا امير المومنين ظلما فقد تبين للجاهل والحليم واما قولک حسدا فان ابليس حسد آدم فنحن ولده المحسدون

ابن عباس ميگويد اما اين که گفتم شما در حق ما بني هاشم ظلم کرديد براي همه از جاهل بردبار کاملا واضح و روشن است .

پس از اين سخنان عمر برگشت و گفت :

هيهات ابت والله قلوبکم يا بني هاشم الا حسدا ما يحول وضغا وغشا

اي بني هاشم قلب هاي شما مملو از حسد و کينه خالي نشدني است .

عباس ميگويد :

مهلا يا امير المومنين لا تصب قلوب قوم اذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا بالحسد والغش فان قلب رسول الله صلي الله من قلوب بني هاشم .

قلوب ما بني هاشم را، قلب علي را متهم ميکني به حسد و کينه، قلوبي را متهم ميکني که خدا در قرآن آنها را از هر گونه رجس پليدي پاک کرده پس به راستي قلب رسول الله هم جزء همين قلوب است .

بعد مي گويد وقتي خواستم از عصبانيت بلند شوم

فقلت افعل لاقوم استحيا مني

جناب عمر از من خجالت کشيد و گفت:

وقال ابن عباس مکانک فوالله اني لراع لحقک محب لما سرک

ما حقوق تو را رعايت کرده و آنچه مورد خوشنودي تو است انجام ميدهيم .

تاريخ طبري ج3 ص289 وبه چاپي ج 4 ، ص223 و کامل ابن اثير ، ج3 ، ص63 و چاپ شش جلدي ج2 ص218 .

دومين دليل : اينکه مي گفتند علي جوان و بچه است .

تاريخ دمشق ، ج42 ، ص349 و اخبار الدوله العبايسه ، ص128 .

راغب اصفهاني هم در محاضرات الادبا نقل کرده که مساله اي بين ابن عباس و جناب عمر پيش آمد که چرا نگذاشتند خلافت به علي برسد .

جناب عمر گفت:

استصغروا صاحبک

ديديم علي کوچک است و تجربه ندارد .

ابن عباس ميگويد :

قلت والله ما استصغروا رسول الله ان يأخذ براءة من ابي بکر فيقراها علي الناس

قسم به خدا پيامبر ،علي را کوچک نشمرد زماني که ابوبکر مامور بود به بردن سوره برائت که پيامبر او را بر گرداند و به جاي او علي را فرستاد تا از او پس بگيرد و براي مردم بخواند .

درجایی دیگر ابن عباس اینگونه استدلال می کند که ، آنوقتي که پيامبر ،علي را به جنگ جنگجويان از بدر ،احد تا حنين مي فرستاد جوان و بچه نبود ؛ ولي وقتي که مي خواهيد خلافت را تصاحب کنيد او را متهم به بچگي مي کنيد ؟

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد