نظر علمای اهل سنت در باره خلط وهابیت میان شیعه و غلات
 

مسیر

وهابیت نظرات وهابیت در مورد شیعه نظر علمای اهل سنت در باره خلط وهابیت میان شیعه و غلات
 
نظر علمای اهل سنت در باره خلط وهابیت میان شیعه و غلات چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
وهابیت - نظرات وهابیت در مورد شیعه

نظر علمای اهل سنت در باره خلط وهابیت میان شیعه و غلات

از دکتر عصام عماد

بعد از گذشت مدت زمانی فرصتی پیدا كردم تا برخی از كتاب های بزرگان اهل سنّت را در موضوع باورهای شیعه، مطالعه كنم. به شدت شگفت زده شدم زیرا دریافتم این شیوه با روش وهّابیان تفاوت بنیادین دارد، خطر اشتباه در شناخت انتسابی مذهب تشیّع را درك می كند و معتقد است وهّابیان كمترین تفاوت های موجود میان تشیّع و غلو را هم درك نكرده اند و سخن این شیوه این است: خواننده در مطالعۀ نوشتارهای وهّابیان دربارۀ تشیّع هیچ گاه از محدودۀ نتیجه ای پیش بینی شده در شناخت حقایق مذهب شیعه خارج نمی شود. دانشمند معاصر سنّی مذهب ((استاد حامد حنفی)) رئیس بخش ادبیات عرب در دانشگاه عین شمس دربارۀ این موضوع می نویسد:

(( بعد از گذراندن دوره ای طولانی در پژوهش و بررسی عقاید امامان شیعۀ دوازده امامی به شكل خاص و شیعه به شكل عام، از تحقیقات خود به نتیجۀ قابل توجهی نرسیدم))- فی سبیل الوحدة الاسلامیة،ص45، مطبوعات مكتبة النجاح، القاهرة، چاپ دوم، سال 1979. همچنین ر.ك به عبارت های این استاد، همان كتاب ص24-26

بزرگان اهل سنّت معتقدند وهّابیان خطر اشتباه در مرحله شناخت انتسابی مذهب تشیّع را نشناخته اند به همین جهت و به شكل طبیعی میان شیعیان و غالیان تفاوتی قائل نمی شوند.

1-اندیشمند اسلامی مصری و سنّی مذهب، استاد((انور الجندی))- رحمه الله- در كتاب ارزشمند خود((الإسلام و حركة التاریخ)) در این باره می نویسد:((حق این است كه پژوهشگر بیدار باشد و میان مذهب شیعه و مذهب غلو تفاوت قائل شود. غالیان كسانی هستند كه امامان شیعه، خود به آنان تاخته اند و پیروان خود را از اندیشه های نفوذی آنان بر حذر داشته اند.))- همان ص421

2- علّامه و اندیشمند اسلامی مصری استاد((عبد الواحد وافی))- رحمه الله- در كتاب پر ارزش خود((بین الشیعة و السنّة)) این مشكل فكری را حلّ كرده است و از جمله مواردی كه بیان می كند این عبارت است:((بسیاری از نویسندگان ما، بین شیعیان جعفری و سایر گروه های شیعه خلط كرده اند.)) -بین الشیعة و السنّة ص11

((... هر چند در نگاه اول اختلاف میان ما و آنان( اهل سنّت و شیعه) بزرگ می نماید ولی در بسیاری مواضع اختلاف ما و آنان از چارچوب اجتهاد جایز، فراتر نمی رود.))- بین الشیعة و السنّة ص4

3-امام اهل سنّت در دوران معاصر شیخ((محمد الغزالی))- رحمه الله- در تصحیح روش وهّابیت در بررسی مذهب تشیّع تلاش های فراوان و نتیجه بخشی انجام داده است. همانگونه كه در مقاومت در برابر مقلّدان اندیشۀ وهّابی تلاش های خستگی ناپذیری انجام داده. او در برای درمان بیماران مشکل فکری خلط میان تشیع و فرقه های غالی یا به تعبیر دقیق تر برای درمان بیماران مشکل اشتباه در مرحلۀ شناخت انتسابی تشیع، تلاشهای زیادی انجام داده. او در این باره می گوید:(( برخی از این تهمت زنندگان(كسانی كه میان تشیّع و مذهب غلو خلط كرده اند) این عقیده را رواج می دهند كه شیعیان پیروان علی هستند و اهل سنّت پیروان محمد؛ شیعیان معتقدند علی برای مقام رسالت شایسته تر بود و این مقام به خطا به شخص دیگری رسیده است. این تهمت ها سخنانی بیهوده، زشت و دروغ پردازیهایی بی منطق است.))- رسالة التقریب ص250، شمارۀ 3، سال اول، ماه شعبان 1414 هـ.ق

این عقاید تنها دربارۀ گروه های غالی از بین رفته در طول تاریخ صدق می كند.

امام محمد غزالی- از عالمان طراز اول معاصر اهل سنّت- در كتاب ارزشمند خود((لیس من الإسلام)) در گسترۀ وسیع تری و در نقد شیوۀ متاخران اهل سنّت یعنی مقلدان وهّابیت در بررسی تشیّع و كسانی كه هنوز میان شیعیان و غالیان تمییز نمی دهند بیان می كند: (( (برخی از كسانی كه میان شیعه و فرقه غالیان خلط كرده اند) از روی تهمت و برای انتقام گیری از شیعه، اعتقاد به تحریف و كاسته شدن از آیات قرآن را به شیعه نسبت می دهند.)) -لیس من الاسلام، ص48

برخی از متفكران اهل سنّت معتقدند روش وهّابیت در بررسی عقاید شیعه به تندروی كشیده شده است و در این شیوه میان تشیّع و غالیان خلط شده، و این روش در مرحلۀ شناخت انتسابی مذهب تشیّع منحرف شده است.

4-اندیشمند اسلامی سنّی مصری استاد((محمد البهی)) که یكی از عالمان بزرگ اهل سنّت در دوران معاصر بود. و از كسانی به شمار می آمد كه تحصیلات سنّتی خود را در دانشگاه الازهر با تحصیل در رشته های جدید در دانشگاه های اروپا همراه كرده بود. او با گستردگی فرهنگ و قدرت منطقی كه داشت از دیگران متمایز بود. او جزو شخصیت هایی بود كه شهید سید قطب در كتاب هایش به او استناد می كرد. همچنین شیخ محمد غزالی هم در برخی كتاب های خود به دیدگاه های او ارجاع داده است. او در دوره ای وزیر اوقاف كشور مصر بوده است. -رحمه الله-  این دیدگاه را پذیرفته است. او در جایگاه نقد روش وهّابیان در بررسی عقاید تشیّع می گوید:((وهّابیت شكاف اختلاف را میان شیعه و سنّی عمیق تر كرد. این گسل از قرن هیجده میلادی در اثر كشمكش های مذهبی میان شیعه و سنّی، گسترده و بلكه شدیدتر از گذشته شده بود. اوج گیری اختلاف به این شکل بر دعوت وهابیّت تاثیر منفی گذاشته است.))- الفكر الاسلامی فی تطوره فصل چهارم ص140

5- علّامه سنّی مذهب ((عبدالحلیم الجندی))- حفظه الله- دربارۀ كسانی كه میان شیعه و غالیان خلط كرده اند می نویسد:(( ...كردار غالیان را به شیعه نسبت دادند... و بدین سان در فهم دیگران هم تاثیر منفی گذاشتند. ادعاهایی را به شیعه نسبت می دهند كه شیعیان از آن ها بیزارند؛ مانند این كه امام از نظر ظهور و اتحاد همان خداست. این عقیده همان غلوی است كه انسان را به كفر می رساند.)) - الامام جعفر الصادق ص235 پاورقی 1

6-دكتر طه حسین ( از مساله ای كه در بارۀ قرآن در كتاب های((الشعر الجاهلى)) و((الایام)) مطرح كرده بود توبه كرد و نتیجه این توبه نوشتن كتابی بود به نام((مرآة الاسلام)). ):(( دشمنان شیعه آن چه را شیعیان می دانستند و نمی دانستند به شیعه منتسب كرده اند... آنان به شنیده های خود از شیعه و آن چه با چشمان خود از زندگی شیعیان دیده اند، اكتفا نكردند بلكه مطالبی بیش از آن چه گفته و شنیده بودند اضافه كردند... باز هم به این مقدار بسنده نكردند... تمامی این مسایل را به پیروان اهل بیت(علیهم السلام) نسبت دادند... دشمنان در كمین آنان هستند، تمامی گفتار و كردار آنان را زیر نظر دارند و بیش از آنچه گفته و شنیده اند را به آنان منتسب می كنند و گفتارها و كردارهای شگفت آوری را بر آنان بار می كنند... زمان به پیش می رود و این بحران پیچیده تر و مشكل تر می شود و با دور شدن ذهن مردم از احادیث مسایل با هم خلط می شود.))- علی و بنوه، ص35

تمامی سخنانی را که از بزرگان اهل سنّت نقل کردیم، نشان می دهد شیوۀ وهّابیت در بررسی مذهب تشیّع، آنان را به خلط میان تشیّع و غالیان كشانده است و به همین جهت هم در گام شناخت انتسابی این مذهب منحرف شده اند.

7-اندیشمند اسلامی سنّی مذهب ((سالم البهنساوی))-حفظه الله- در كتاب ((السنة المفتری علیها)) در شمار كسانی است كه خطر بحران خلط میان شیعه و غالیان را درك كرده اند. به تعبیر دقیق تر و صحیح تر جزو كسانی است كه خطر اشتباه وهّابیت را در مرحلۀ شناخت انتسابی مذهب تشیّع شناخته اند. كتاب او دربردارندۀ پژوهشی است ژرف كه ضرورت تجدید نظر و تصحیح شیوۀ وهّابیان را در بررسی عقاید شیعه گوشزد می كند. این كتاب بیان می كند وهّابیان از روش تحقیقی اهل سنّت در بررسی این مذهب، خارج شده اند و نیز از تمامی تهمت های پراكنده شده در مجامع وهّابی انتقاد می كند. یكی از مهمترین این تهمت ها، ادعایی است كه می گوید:  ((در نزد شیعیان قرآن دیگری وجود دارد...)) استاد بهنساوی به این تهمت حمله كرده، می گوید:(( قرآن موجود در بین اهل سنّت همان قرآنی است كه در مسجدها و خانه های شیعیان وجود دارد.))- السنة المفتری علیها، ص6

برخی از اندیشمندان اهل سنّت معتقدند پیروان فرقه وهّابیت تصورات خود دربارۀ شیعه را از گفتارهای غالیان گرفته اند و حتی برخی ذهنیت هایشان از شیعه را از كلمات یهود، نصارا، مجوس و كلمات خاورشناسان برداشت كرده اند.با برداشت چنین اطلاعاتی دربارۀ تشیّع از این منابع، به بیماری خلط میان مذهب تشیّع و غالیان و همچنین به مشكل خطا در مرحلۀ شناخت انتسابی مذهب تشیّع گرفتار شدند.

8-امام حسن البناء- رهبر جنبش اسلامگرای سنّی در جهان- یكی از غیورترین افراد در تصحیح نگاه وهّابیان به شیعه بوده است. او جزو كسانی بوده كه بیش از همه با خلط كنندگان میان شیعیان و غالیان و همچنین با اشتباه كنندگان در مرحله شناخت انتسابی مذهب تشیّع مبارزه می كرد. همچنین ایشان- رضوان الاهی شامل حالش باد!- از روش كسانی كه گرفتار چنین خلطی شده اند بسیار تعجب می كرد. و به این نكته توجه می داد كه:((امامان شیعه (ائمه و عالمان شیعه) در بخش تالیف و نوشتار اسلامی چنان میراث گرانبهایی را به جا گذاشته اند كه تا كنون كتابخانه ها را پركرده است.))- عبارت مشهوری است از امام حسن البنّاء كه شاگردش و رهبر اخوان المسلمین استاد عمر تلمسانی در كتاب ارزشمند ((ذكریات لا مذكرات)) ص250نقل می كند.

9-تاریخ نویس سنّی مذهب ((محمد كرد علی))- رحمه الله- به كسانی كه در مرحلۀ نخست اشتباه كرده، شیعه را به جای غالیان پنداشته اند و توانایی تشخیص رهبران شیعه را از رهبران غالیان ندارند، حمله کرده، می گوید: ((برخی از نویسندگان (خلط كنندگان بین شیعه و غالیان) معتقد شده اند كه مذهب شیعه پدید آمده از بدعت های ابن سبا(معروف به بابن سوداء) است. این عقیده توهمی بیش نیست و از كم دانشی و كاستی پژوهش در مذهب شیعه سرچشمه می گیرد. هر كس بداند جایگاه این شخصیت در نزد شیعه چگونه است؛ از بیزاری شیعیان نسبت به او و گفتار و رفتارش مطلع باشد و سخن بی اختلاف عالمان شیعه را بر ضد او شنیده باشد، می فهمد این اعتقاد تا چه اندازه دور از حقیقت است.)) -خطط الشام، ج6،ص251

10- امام اهل سنّت و فقیه معاصر((محمد ابوزهره))- رحمه الله- او هم از شیوۀ وهّابیان و اشتباهشان در مرحله شناخت انتسابی و خلط آنان شگفت زده شده و از روش آنان در تعامل با برخی واژگان كلام شیعه انتقاد می كند. ((تقیه)) یكی از مهم ترین واژگانی است كه وهّابیان معنای آن را نفهمیده اند. ایشان در تشریح این اصطلاح سخن می گوید و اثبات می كند شیعه این اصطلاح را از قرآن كریم برداشت كرده است. در این باره می نویسد:(( منظور از تقیه (در نزد شیعه) این است كه انسان با ایمان، برخی از باورهای خود را به دلیل هراس از آزار دشمنان پنهان كند و یا برای یاری رسانی به دین خدا یا حقیقتی در باطن خود، آشكارا این اعتقادات را مطرح نكند. مبنای این باور از كلام خداوند تعالی گرفته شده است كه می فرماید: ((لا یتخذ المومنون الكافرین ‌اولیاء من دون المومنین و من یعمل ذلك فلیس من الله فی شیء إلّا أن تتّقوا منهم تقاة و یحذركم الله نفسه والی الله المصیر)) -آل عمران: 28 ((مومنان نباید كافران را به جای مومنان به دوستی بگیرند و هر كه چنین كند، در هیچ چیز (او را) از (دوستی) خدا (بهره ای) نیست، مگر این كه از آنان به نوعی تقیه كنید و خداوند، شما را از (عقوبت) خود می ترساند و بازگشت همه به سوی خداست.))- الامام الصادق، ص22

امام محمد ابوزهره به اندیشۀ وهّابیان و كسانی كه در مرحلۀ شناخت انتسابی اشتباه كرده در نتیجه میان مقام امامت در عقیده غالیان و مقام امامت در نزد شیعه خلط كرده اند، اعتراض می كند و در جایگاه رد این اندیشه می نویسد:((امامیه، مقام امام را تا مرتبۀ پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نمی رسانند.)) الامام الصادق/151

11-عالم بزرگ شیخ الأزهر امام اهل سنّت شیخ((محمودشلتوت))- رحمه الله- یكی دیگر از كسانی بود كه از شیوۀ پیشینیان اهل سنّت در تعامل با مذهب شیعه، بیشترین دفاع را انجام می داد و در مبارزه با شیوه وهّابیان در بررسی این مذهب تلاش های فراوانی كرد؛ زیرا وهّابیان همچنان در مرحلۀ شناخت انتسابی اشتباه می كنند و در نتیجه بین شیعه و فرقۀ غالیان خلط می كنند.

او بسیار تلاش كرد تا وهّابیت ساده نگر را به بازگشت به شیوۀ اهل سنّت دعوت كند؛ همچنین كوشش های فراوانی انجام داد تا جنجال ساختگی وهّابیان را میان شیعه و اهل سنّت از بین ببرد و به همین دلیل كسانی كه همچنان به مشكل خلط گرفتار بودند با او مبارزه می كردند و می پنداشتند ایشان اهل سنّت را به وحدت و تقریب با فرقه غالیان دعوت می كند.

ایشان –رحمت خدا بر او باد!- می خواست برای وهّابیان روشن كند كه دیدگاه هایی كه به شیعیان نسبت می دهند عقاید فرقه هایی مانند ((سبئیه))، ((بیانیه)) و ((خطابیه)) است كه هم شیعیان و هم اهل سنّت آنان را كافر می دانند. ایشان معتقد بود وهّابیان به دلیل اشتباهشان در مرحلۀ شناخت انتسابی مذهب تشیّع این اعتقادات نابجا را به شیعیان نسبت می دهند، بنابراین هیچ بعدی ندارد كه میان حقایق مذهب شیعه و باورهای فرقۀ غالیان خلط كنند.

ایشان ناچار شد بود با برخی از اندیشمندان اهل سنّت كه از شیوۀ وهّابیان تاثیر پذیرفته بودند رودرو شود. آنان در شیوۀ پیشینیان اهل سنّت در تعامل با مذهب تشیّع تشكیك می كردند. بنابر دیدگاه مرحوم شلتوت این گونه افراد، مانع های اصلی در مسیر تقریب میان شیعه و اهل سنّت، هستند. ایشان در این باره می گوید:

((افرادی كه افق فكری كوتاه دارند با اندیشه تقریب بین شیعه و اهل سنّت مبارزه می كنند همچنان كه عده ای دیگر با غرض هایی خاص و ناپاك با این حركت مخالفت دارند. چنین افرادی در همۀ امت ها وجود دارند... كسانی با این فكر مبارزه می كنند كه ادامۀ وجود و زندگی خود را در گرو جدایی مسلمانان می بینند. انسان هایی با قلبهایی مریض( از قبیل كسانی به بیماری خلط میان شیعه و غالیان گرفتاراند.) انسان هایی هواپرست و با گرایش هایی خاص. آن گروه به اضافۀ دسته ای دیگر كه قلم به مزدان سیاست های تفرقه افكن هستند، با روش های مستقیم و غیرمستقیم با هر جنبش اصلاح طلبی مقابله می كنند و راه هر حركتی را  كه به اتحاد مسلمانان و نزدیك سازی باورهایشان بیانجامد، سد می كنند.))- مجلۀ رسالة الاسلام مصری-. ما بسیار تاسف می خوریم وقتی می بینیم برخی مسلمانان با اندیشۀ تقریب میان شیعه و وهّابیت مخالفت می كنند، با این كه معتقدند هر دو گروه جزو مذاهب اسلامی هستند. عجیب این كه آنان گمان می كنند دشمنی میان شیعه و وهّابیت شدیدتر از دشمنی میان اسلام و یهود است!! این بهتانی بزرگ است و خداوند در برابر آن چه می گویند یاریگر است.

12-كسانی كه در مرحلۀ شناخت انتسابی مذهب تشیّع راه به خطا می روند، همان كسانی هستند كه میان شیعه و گروه های غالی تمییز نمی دهند، در نتیجه نمی توانند تفاوت میان رافضه و فرقۀ تشیّع را درك كنند. اندیشمند سنّی مذهب((انور الجندی)) در مقابل وهّابیان و كسانی كه میان رافضه و شیعه تفاوت نمی گذارند، ایستاده است و می گوید:((رافضه فرقه ای غیر از شیعه و سنّی است.)) -الاسلام و حركة التاریخ، ص 28

زیرا رافضه واژه ای عام است كه در كتاب های ملل و نحل در برگیرندۀ فرقه های غلوگرایی بسیاری است و پیش از این كه  اهل سنّت آنان را تكفیر كنند، عالمان شیعه آنان را كافر دانسته اند.

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد