غضب عمر از شنيدن كلمه: «اللّه أعلم» چاپ
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
جناب عمر بن خطاب - فضایل ساختگی برای عمر بن خطاب

نمونه هایی که در صحاح اهل سنت آمده که داشتن علم را برای عمربن خطاب زیر سئوال می برد

غضب عمر از شنيدن كلمه: «اللّه أعلم»

«قال عمر يوما لاصحاب النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم : فيم ترون هذه الآية نزلت: «أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ، قالوا: اللّه أعلم. فغضب عمر. فقال: قولوا: نعلم أو لا نعلم

صحيح بخارى، ج 6 ص 39، تفسير سوره بقرة، آيه مذكور در حديث، آيه 266 مى‏باشد.

.ترجمه: عمر روزى به اصحاب گفت: به نظر شما آيه: «آيا يكى از شما دوست دارد كه براى او باغى باشد» (چكيده بقيه آيه چنين است: و در آن از انواع ميوه‏ها وجود داشته و سپس آتش بگيرد؟) درباره چه مطلبى نازل شده است؟ اصحاب گفتند: خدا بهتر مى‏داند. عمر در غضب شد و گفت: بگوئيد: مى‏دانيم يا نمى‏دانيم... .

اين نيز از مواردى است كه:

أوّلاً: عمر نمى‏دانست كه اگر كسى چيزى را ندانست و گفت: اللّه اعلم هيچ اشكالى ندارد. چنانچه وقتى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از أبي بن كعب پرسيد: كدام آيه كتاب خدا بزرگتر است، او در جواب گفت: خدا و رسولش داناترند؛ حضرتش نه تنها غضب نكرد بلكه مجددا سؤال خويش را تكرار كرد و او پاسخ داد و رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله پسنديد

صحيح مسلم، ج 1 ص 556، كتاب صلاة المسافرين وقصرها. باب 44 ح 258. احتمالا منظور حضرت بزرگتر بودن از نظر اهميت آن است كه او آية الكرسى را خواند.

يا وقتى ابن مسعود شنيد كسى قرآن را ندانسته تفسير مى‏كرد در غضب شد و گفت: اگر مى‏دانيد بگوئيد و اگر نمى‏دانيد بگوئيد: خدا داناتر است.

صحيح بخارى، ج 6 ص 143 و 156 و 164، تفسير سوره‏هاى: روم و ص و دخان.صحيح مسلم، ج 4 ص 57 - 2155، كتاب صفات المنافقين واحكامهم، باب 7، ح 39 و 40.سنن ترمذى، ج 5 ص 354، تفسير سوره دخان، ح 3254.

ثانيا - اين مسأله آنقدر مهم نبود كه عامل غضب كسى باشد كه ادعاى رهبرى مردم و جانشينى پيامبر رحمت را دارد. او مى‏توانست با موعظه نيكو، مردم گمراهى كه به جاى اينكه بگويند: نمى‏دانيم، گفتند: خدا داناتر است، را از اين گمراهى آشكار! نجات دهد.