مسیر

توسل استدلال بر عدم حرمت توسل می گویند،همانطوری که عزیر نبی(ع) از زنده یا مرده بودن خودش خبر نداشت ، به طريق اولي از كسي هم كه براي حاجت خواهي نزد او ميامد هم خبر نداشت،پس زیارت پیامبر مرده هیچ سودی ندارد
 
می گویند،همانطوری که عزیر نبی(ع) از زنده یا مرده بودن خودش خبر نداشت ، به طريق اولي از كسي هم كه براي حاجت خواهي نزد او ميامد هم خبر نداشت،پس زیارت پیامبر مرده هیچ سودی ندارد چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
توسل - استدلال بر عدم حرمت توسل

می گویند،همانطوری که عزیر نبی(ع) از زنده یا مرده بودن خودش خبر نداشت ، به طريق اولي از كسي هم كه براي حاجت خواهي نزد او ميامد هم خبر نداشت،پس زیارت پیامبر مرده هیچ سودی ندارد

خلاصه ادعای ایشان به شرح زیر می باشد:

(( قرآن مي گويد: عزير از مرده وزنده بودن خودش اطلاعی  نداشت ، حتي از الاغ و آب و غذاي خودش بی خبر بود ، تا چه برسد به مردمي كه از او حاجت مي خواستند.

وقتي عزير از الاغ و آب و غذا وخواب خودش خبر نداشت ، به طريق اولي از كسي هم كه براي حاجت خواهي نزد او مي آید  خبر نخواهد داشت .))

پاسخ:

حضرت عزیر در ابتدا به خداوند عرض  ميكند:

قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا - بقره 259

عزیر پیامبر گفت : چگونه خداوند این اجساد را پس از مرگشان زنده می کند ؟

حضرت ابراهیم هم همین درخواست را از خدای خویش مطرح کرد :

رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى بقره – 260

ابراهیم گفت : خدایا به من نشان بده چگونه مرده را زنده می کنی ؟

خداوند متعال هم زندگی دوباره را به گونه ای به حضرت ابراهيم و به گونه اي دیگر به حضرت  عزير نشان داد. پس همانگونه که مشاهده می شود ، اصلا بحث  , نشان دادن چگونگی زنده کردن مردگان است ، نه علم و آگاهی پس از مرگ حضرت عزیر (ع ) .

در این آیه خداوند خواست به پیامبرش نحوه برگشت اموات( که پوسیده شده اند) به چهره اولشان را بفهماند (معاد جسمانی را تذکر دهد ) ،پس باید شرایطی ایجاد می شد تا اطمینان قلبی ویا حتی اجابت خواست نبی خدا فراهم گردد،به همین خاطر نمیداند صد سال مرده است ،خدا خواست که نداند،به عبارت دیگر این جریان برای ارائه یک معجزه الهی بود ومطمئن شدن پیامبرش وحتی توجه دادن به معاد جسمانی برای قوم عزیر که شاید اعتقاداتشان به معاد جسمانی نزول کرده بود ونیاز به همچون معجزه بزرگی داشتند ،تا جسم وروح خود را در زلال آن بیارایند. بدین ترتیب اصلا این جریان ربطی به عدم آگاهی انبیاء واولیا الهی بعد از رحلت کاملشان از این دنیا ندارد .

شهدا و انبیاء به دلیل احاطه وسیع روحی و متنعم شدن از نعمتهای الهی - که علم و آگاهی از عوالم دیگر , یکی از این نعمتهای عظیم است - از  اين دنيا و دنیاهای دیگرخبر و آگاهی دارند . چگونه ممکن است که خداوند به کسانی اطلاق (( زنده )) کند و به آنها بشارت شادی و بهره مندی از نعمتهای خود بدهد و آنها را وارد دنیای بسیار وسیعتر و عظیم تر از دنیای تنگ و کوچک قبلی کند و آنها بی خبر از جایگاه قبلی خود و مراجعین پیروان خود باشند ؟

آیا کیفیت ((زنده بودن)) با علم و آگاهی سازگاری دارد  یا با جهل و ناآگاهی ؟!

اقتباس از مقالات رد کتاب خرافات وفور در زیارت قبور آقای بر قعی توسط جناب ورجانی از وبلاگ قرآنیان

تلخیص و انتخاب : سایت شمیم شیعه

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد