مسیر

توسل استدلال بر عدم حرمت توسل وهابی ها می گویند آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» هرگونه توسل به غیر خدا را حرام می داند. آیا این صحیح است؟
 
وهابی ها می گویند آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» هرگونه توسل به غیر خدا را حرام می داند. آیا این صحیح است؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 
توسل - استدلال بر عدم حرمت توسل

وهابی ها می گویند آیه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» هرگونه توسل به غیر خدا را حرام می داند. آیا این صحیح است؟

آيات متعددي در قرآن است كه وهابي‌ها متمسك به آن‌ها مي شوند و آن‌ها را وسيله قرار مي‌دهند براي اغفال و گمراهي مردم ؛ از جمله :

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

خدايا! فقط تو را عبادت مي‌کنيم و فقط از تو استعانت مي‌جوييم.

محمد بن عبد الوهاب(بنیانگذار وهابیت در عربستان) در مجموعۀ مؤلفاتش ، ج 1 ، ص189 همين آيه را مي‌آورد و مي‌گويد:

هر كس از غير خدا كمك بگيرد مشرك ، كافر ، بي دين و لامذهب است .

بعد می گوید:

شما (شیعه)که مي‌گوييد برويد از ائمه (عليهم السلام) استعانت بجوييد، کفر است.

پاسخ:

قرآني که اين را مي‌گويد، در جاي ديگر هم مي‌گويد:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ سوره بقره/آيه45

از صبر و نماز استعانت جویید

پس یعنی خداوند در اینجا ما را دعوت به کفر و شرک مي‌کند؟!!!

از آقايان وهابي سؤال مي‌كنيم ،. اگر واقعاً استعانت منحصر به خداوند است ، چرا در اين جا مي گويد:

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ .

توسل و حاجت طلبيدن از معصومين و امامزادگان، منافاتي با اين آيه ندارد.

اگر حاجت خواست از غير خدا شرك است، بايد اولين مشركان، (معاذ الله) برادران حضرت يوسف باشند كه به پدرشان گفتند:

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ يوسف/97

گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم

چون همانطور که در مقالات قبل گفته شد پدرشان حضرت یعقوب(ع)بایستی می گفت خودتان بروید از خدا بخواهید ولی خود برای آنان طلب استغفار کرد.

همين خدائي که مي‌گويد:

وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ سوره بقره/آيه186

و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند

درباره برادران حضرت يوسف (عليه السلام) که خدمت پدرشان مي‌آيند و مي‌گويند:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ سوره يوسف/آيه97

اي پدر! در حق ما استغفار کن.

حضرت يعقوب (عليه السلام) نگفت که بچه‌ها! خدا مي‌گويد:

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُم سوره غافر/آيه60

بلکه برگشت گفت:

سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ سوره يوسف/آيه98

به زودي برايتان استغفار مي‌كنم و او بخشنده و مهربان است.

اگر حاجت خواستن از غير خدا شرك است، پس اولين دعوت به شرك را هم (نستجير بالله) بايد خدا كرده باشد كه در سوره نساء فرمود:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا. نساء/64

و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مى‏كرد قطعا خدا را توبه‏پذير مهربان مى‏يافتند

خدائي که مي‌گويد:

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ سوره غافر/آيه60

همان خدا هم مي‌فرمايد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

سوره نساء/آيه64

پس آیات قرآن را در کنار هم و با تدبر باید معنا نمود و در ثانی اینها منافات با توحید ندارد همانطور که امر خدا به ملائکه بر سجده بر آدم منافی توحید نیست.

يا خيلي واضح‌تر از اين ، خداوند مي‌گويد :

وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ آْل عمران / 126

هر گونه نصرت ، منحصر به خداوند عالم است .

بعد در آیه ای دیگر می فرماید:

وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ . انفال /72 .

اگر از شما طلب نصرت كردند ، شما كمك كنيد .

یا در رابطه با دوست و رفيق حضرت موسي عليه السلام مي‌فرمايد :

فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ . القصص / 15 .

آن كس كه از پيروانش بود بر ضد كسى كه دشمن وى بود از او يارى خواست

در اینجا حضرت موسی به پیرو خود کمک می کند ،خوب بر طبق گفته وهابیت آن فرد به جای کمک گرفتن از موسی(ع) بایستی از خدا استعانت می جست ،و از طرفی موسی(ع) هم بایستی به او کمک نمی کرد و تازه اورا عتاب می کرد که از خدا کمک بخواه نه از من، چون این شرک است !! ولی چنین نگفت.

اگر استفاثه به غير خداوند حرام و شرك است و موجب محدور الدم مي شود ، چرا حضرت موسي نگفت : تو كافر شده‌اي ؟

يا

خداي عالم مي فرمايد :

وهُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ . الأنفال / 62 .

همو بود كه تو را با يارى خود و به یاری مؤمنان نيرومند گردانيد

دقت کنید اینجا خداوند نیرومند شدن پیامبرش را هم به یاری خود و هم مومنین نسبت داده، درصورتی که برطبق گفته آقایان وهابی فقط باید به یاری خود استناد می کرد.

پس استناد به «اياك نعبد واياك نستعين» و بي‌توجهي به « وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ » صحیح نمی باشد.

يا در جریان داستان ذوالقرنین :

فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا . الكهف / 95 .

..مرا با نيرويى [انسانى] يارى كنيد [تا] ميان شما و آنها سدى استوار قرار دهم

در اینجا هم جناب ذوالقرنین باید می گفت من فقط از خدا یاری می طلبم ،در صورتی که از مردم هم یاری خواست.

اين نشان مي‌دهد كه وهابي‌ها به يك دسته از آيات استناد مي‌كنند و از آيات ديگر غفلت مي‌كنند .

ما بايد آيات را در كنار هم قرار بدهيم و بعد قضاوت كنيم .

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد