مسیر

توسل استدلال بر عدم حرمت توسل آنچه در مناظرات در مورد توسل با وهابیت نیاز است
 
آنچه در مناظرات در مورد توسل با وهابیت نیاز است چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
توسل - استدلال بر عدم حرمت توسل

آنچه در مناظرات در مورد توسل با وهابیت نیاز است

1-هنگامی كه موضوع ((توسل به رسول خدا بعد از وفات ایشان)) را در نظر می گیریم لازم است پیش از این كه این موضوع را با وهّابیان در میان بگذاریم ابتدا به موضوع دیگری بپردازیم: آیا اختلاف دربارۀ این موضوع اختلاف در اصول دین است یا این اختلاف ارتباطی با اصول دین ندارد؟

اگر برادران وهّابی پاسخ بدهند این اختلاف یك اختلاف عقیدتی است باید در پاسخ به آنان بگوییم مسایل عقیدتی- همانگونه كه ابن تیمیه هم بر این باور است- به دو دسته تقسیم می شوند: دستۀ اول مسایل عقیدتی كه به اصول دین بازگشت دارد و دستۀ دوم مسایل اعتقادی كه به فروع دین بازگشت دارد.

2-بدیهی است كه باید برایشان روشن كنیم: مذاهب چهارگانۀ مشهور اهل سنّت (مذهب امام ابوحنیفه، مذهب امام مالك، مذهب امام شافعی و مذهب امام احمد بن حنبل رحمهم الله) اختلاف دربارۀ این موضوع را جزو اختلافات در مسایل اصول دین نشمرده اند.

نیاز به بیان ندارد كه ضروری است در گفتگوها دیدگاه های اهل سنّت- نظر برخی از عالمان اهل سنّت- را دربارۀ فرعی دانستن چنین اختلافی و نه اصولی و اعتقادی بودن آن را بیان كنیم.

در این مساله باید به طور مثال سخن امام شیخ حسن البناء- رحمه الله- را دربارۀ این موضوع بیان كنیم. ایشان در این باره می نویسد:

(( مساله ای چون همراه شدن دعا با توسل به یكی از آفریدگان برای دعا کردن خداوند، یكی از اختلاف های فرعی در چگونگی دعاست و جزو مسایل اعتقادی نیست.)) (اصل پانزدهم از اصول بیست گانه ای كه امام حسن البناء برای حفاظت از وحدت اسلامی میان اهل سنّت و وهّابیت، میان اهل سنّت و شیعه و میان وهّابیت و تشیع، پیشنهاد می كند.)

3-همچنین من متّهم كردن وهّابیان را به دشمنی با رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) (به خدا پناه می بریم!) و یا كوچك شمردن ایشان را رد می كنم، زیرا وهّابیان تنها توسّل به پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را بعد از وفات ایشان جایز نمی دانند و قبول نداشتن این مساله ارتباطی با دشمنی با پیامبر (صلّی الله علیه و آله)  ندارد. اصولا درست نیست اشتباه وهّابیان را با اشتباهی مشابه پاسخ گفت.

4-هنگامی كه برای ایشان روشن شد كه اختلاف در این مساله اختلافی فرعی است نه اصولی، می توانیم آنان را از اتهام زدن به ما و متهم كردن اهل سنّت به شرك، نجات دهیم زیرا آنان می دانند كه اختلاف در مسایل فرعی ارتباطی با شرك و كفر ندارد و در محدودۀ فهم درست و اشتباه می گنجد.

بر ما لازم است در این مساله و سایر مسایل در مواجهه با وهّابیان چنین شیوه ای را به كار بگریم؛ زیرا آنان به دلیل مشكل خلط میان اصول و فروع دین در این مساله، فتنه ای خطرناك میان اهل سنّت و وهّابیت و میان وهّابیت و شیعۀ دوازده امامی آفریده اند. امام محمّد غزالی- رحمه الله- از این فتنه دست ساز وهّابیت رنج بسیار كشید و در این باره می گفت:

((برمی گردیم به مسالۀ توسل به شخص رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) در هنگام دعا و راز و نیاز با خداوند. اختلاف میان قائلین به جواز (یعنی اهل سنّت و شیعۀ دوازده امامی) ومعتقدین به منع توسل (یعنی گرفتاران به مشكل خلط) نزدیك است به اختلاف میان دو دین شبیه شود ولی برای این پدیده، علّت معقولی نمی بینم.)) (دستور الوحدة الثقافیة بین المسلمین، ص 130، چاپ نخست، سال 1997، دارالشروق، قاهره، مصر)

این سخن به شكل اجمالی درست است ولی نكته ای باقی می ماند كه باید به آن اشاره كنیم. این اختلاف كه در سخن امام غزالی به اختلاف میان دو دین تشبیه شده، علّتی معقول دارد. این علت معقول در مشكل عمومی خلط نهفته است كه اندیشۀ وهّابی از آن رنج می برد. همان مشكلی كه باعث شده تا وهّابیت میان اصول و فروع دین خلط كند.

تا زمانی كه اين موضوع، به نظر وهّابیان جزو اصول دین باشد، با مخالفان خود در این مساله همانند پیروان سایر ادیان معامله کرده، آنان را به شرك و غلو متهم می نمایند. امام غزالی با مخاطب قرار دادن وهّابیت در این باره می گوید:

((نكتۀ باقی مانده، این كه ما بایدطرفداران تهمت زدن به شرك (یعنی گرفتاران بحران خلط) را نصیحت كنیم تا جان و زبان خود را از سوءظن پاكیزه كنند و قضاوت های خود را بر اساس وهم و خیال پایه ریزی نكنند.))( همان مدرک)

تلخیصی از گفتار دکتر عصام العماد

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد