مسیر

مذاهب شیعه علل پیدایش مذاهب مختلف منشاء وعلل پيدايش فرق اسلامي
 
منشاء وعلل پيدايش فرق اسلامي چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 
مذاهب شیعه - علل پیدایش مذاهب مختلف

منشاء وعلل پيدايش فرق اسلامي

با توجه به حديث شريف رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه فرمود:

ستفرق أمتي ثلاث و سبعون فرقة و كلهم في النار إلا فرقة واحدة.

بعد از من، أمت من به 73 فرقه منشعب مي شوند و جز يك فرقه كه اهل نجات اند، همه گرفتار آتش جهنم خواهند شد.

معجم كبير طبراني، ج18، ص51 - تاريخ دمشق، ج33، ص370 - ميزان الإعتدال ذهبي، ج2، ص430 - لسان الميزان، ج3، ص291- سنن ترمذي، ج4، ص135 - جامع الصغير سيوطي، ج2، ص445 - كنزالعمال، ج1، ص183 - جامع البيان،‌ج4، ص44 - تفسير قرطبي، ج4، ص160

با توجه به اينكه اين حديث در منابع روائي شيعه و أهل سنت مفصل آمده و بزرگان أهل سنت مانند ترمذي و ابن ماجه در سنن خود صراحت دارند بر صحت روايت و ناصرالدين الباني حديث شناس پرآوازه وهابيت، در كتاب سلسلة الأحاديث الصحيحة، صراحت دارد بر صحت روايت.

آنچه كه مي تواند صحت واقعي روايت را براي ما ثابت كند، افتراق أمت به انشعابات متعدد در جامعه اسلامي،‌ پس از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود.

از همان آغاز بعد از رحلت، جامعه اسلامي به دو دسته تقسيم شد؛ يك دسته طرفدار آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) و مدعي خلافت منصوصه‌ آن حضرت و انحصار خلافت و جانشيني رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در آن بزرگوار كه آمار اينها هم كم نبود؛ حتي در برخي منابع أهل سنت مانند شرح نهج البلاغه إبن أبي الحديد معتزلي، آمار ده هزار نفر را ذكر مي كند كه از علي (عليه السلام) حمايت مي كردند. دسته ديگري بودند در برابر دسته اول، حدود بالاي هفتاد هزار نفر كه از خلافت خليفه اول، ابوبكر حمايت كردند و با توجه به آنچه كه از قبل برنامه ريزي شده بود، قبائل و عشائر عرب، از اطراف مدينه به درون مدينه آمدند، براي كمك رساندن به خلافت ابوبكر و بيعت گرفتن از مردم براي او و هموار كردن راه براي كساني كه بر خلاف نصوص رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، در رأس هيئت حاكمه قرار گرفتند؛ همانند قبيله أسلم كه خليفه دوم مي گويد:

و ما رأيت أسلم إلا أيقنت بالنصر.

وقتي ديدم قبيله أسلم وارد مدينه شد، يقين كردم كه پيروزي ما حتمي است.

تاريخ طبري، ج2، ص459

و به تعبير شيخ مفيد (رضوان الله تعالي عليه) در حاليكه قبيله أسلم چوب و چماغ بر دست داشتند، وارد مدينه شدند و پيماني با خليفه دوم بستند براي مساعدت در گرفتن بيعت براي خليفه اول. به تعبير سلمان فارسي: كردند آنچه را كه كردند، و تمام سخنان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در طول 23 سال ناديده گرفته شد و حديث ثقلين كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در جاهاي متعدد بيان فرمودند:

إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي أهل بيتي، إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي و أنهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض.

من در ميان شما، كتاب خدا و اهل بيتم (عليهم السلام) را به يادگار مي گذارم و تنها راه بيمه شدن شما از گمراهي، تمسك جستن شما به رهنمود قرآن و أهل بيت (عليهم السلام) است.

أحاديث ديگر مانند حديث منزلت، حديث دار، حديث غدير و ده‌ها حديث و آيات ديگر ناديده گرفته شد. به تعبير إبن عباس كه مي گويد:

300 آيه از آيات قرآن در شأن و منزلت و مقام علي (عليه السلام) نازل شده است.

جامعه اسلامي از همان آغاز به دو فرقه: فرقه طرفدار هيئت حاكمه و فرقه طرفدار اميرالمؤمنين (عليه السلام) تقسيم شدند؛ تا آنكه به تعبير اميرالمؤمنين (عليه السلام) در خطبه شقشقيه كه خليفه اول مسير خود را طي كرد تا اينكه نوبت دومي رسيد و رفت و خليفه سوم آمد و به خاطر إجحاف و ظلم و بيدادگري كه خليفه سوم صورت داد، مردم و صحابه، از گوشه و كنار كشور اسلامي به مدينه ريختند؛ همان صحابه اي كه در جنگ بدر و أحد شركت كرده بودند، در بيعت رضوان با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودند، در حجة الوداع در معيت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودند، جمع شدند و فتوا به قتل خليفه سوم دادند و بعد از آن به خانه علي (عليه السلام) رفته و به زور با او بيعت كردند. هر چه اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود جامعه ما در طول اين 25 سال دچار انحرافات شديد شده و به اين انحرافات فيصله دادن كار دشواري است و شما توان عدالت مرا نداريد:

دعوني و التمسوا غيري، فإني لكم وزيرا خير لكم أميرا.

شرح نهج البلاغه إبن أبي الحديد، ج1، ص169 - أنساب الإشراف بلاذري، ص210

ولي مردم گوش ندادند و با علي (عليه السلام) بيعت كردند. علي (عليه السلام) گفت اگر با من بيعت كرديد، من آنچه را كه خود مي دانم و حجت بين من و خداي من است،‌ عمل مي كنم، به سخن كسي گوش نمي كنم، از كسي طاعت نمي برم، به درخواست هاي نامشروع كسي تن در نمي دهم.

در همان روزهاي آغازين خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام)،‌ فتنه جنگ جمل آغاز شد و بنا به گفته تاريخ يعقوبي،‌اين جنگ با 30 هزار كشته پايان يافت. جنگ دوم به نام صفين با 18 ماه و 110هزار كشته از طرفين خاتمه يافت. جنگ نهروان با 4هزار كشته پايان يافت، بطوريكه هيچ خانواده اي نبود جز اينكه فردي يا عزيزي از او در اين سه جنگ از دست رفته بود.

در زمان علي (عليه السلام)، ‌جامعه به دو شعبه علوي و عثماني منشعب شد.

جامعه جلوتر رفت و مسير خود را پيمود تا اينكه دوران معاويه فرا رسيد. جامعه باز به دو شق ديگر به نام أموي و هاشمي (علوي) تقسيم گرديد.

در دوران معاويه و امام حسن (عليه السلام)، خوارج وارد ميدان شدند و مذهب جديدي تحت عنوان تكفير كساني كه أعمالشان مطابق نياتشان نيست صادر كردند.

اولين فرقه كلامي (اعتقادي) توسط خوارج در جامعه اسلامي شكل گرفت. هر كسي مرتكب گناه مي شد، او را كافر و مهدور الدم و المال مي دانستند.

در برابر خوارج فرقه مرجئه آمد و گفت: آنچه كه ملاك است براي رفتن به بهشت و دوزخ، نيت انسان هاست نه اعمال آنها.

در اين گير و دار بود كه مذهب ديگري به نام أشاعره و معتزله شكل گرفت و پس از آن ماتريدي. خوارج و مرجئه دورانشان سپري شد و امروز در جهان معاصر، آقايان أهل سنت چه در داخل و چه در خارج كشور، به اين سه مكتب كلامي پاي‌بندند. غالب حنفي ها به ويژه در داخل كشورمان، از نظر گرايش فقهي، ‌حنفي هستند و از نظر گرايش كلامي، ‌ماتريدي هستند. شافعي هاي داخل كشورمان كه در غرب كشور سكونت دارند، گرايش فقهي شافعي و گرايش كلامي أشعري دارند. در مصر و سودان و سوريه و بخشي از عربستان سعودي، معتزله هستند. اينها افتراقات و انشعابات جامعه در حوزه كلام بود.

در حوزه فقه، با توجه به درگيري هايي كه ميان بني اميه و بني عباس صورت گرفت، آقا امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام)،‌ دانشگاه بزرگ مكتب جعفري را تأسيس كردند و با بيش از 4 هزار فارغ التحصيل، تحويل جامعه دادند.

گسترش فقه جعفري در جامعه آن روز، حكومت بني عباس را به وحشت انداخت و براي اينكه بتواند با مكتب جعفري و تشيع مبارزه كند، مذهب فقهي ديگري را به زور پول و سر نيزه، روي كار آورد و مكتب حنفي كه تابع ابوحنيفه، نعمان بن ثابت و متوفاي 150حجري است را در جامعه بوجود آوردند. پس از او فقه مالك بن أنس متوفاي 179 حجري را به عنوان مذهب دوم أهل سنت تحت عنوان مذهب مالكي بوجود آوردند. به آن هم بسنده نكردند و مذهب سومي به نام شافعي كه پيرو أحمد بن إدريس شافعي متوفاي 204 حجري هستند را بوجود آوردند و پس از آن مذهب چهارمي را به نام مذهب حنبلي كه پيرو أحمد بن حنبل متوفاي 241 حجري هستند را بوجود آوردند.

اين چهار مذهب امروز در جهان اسلام پيرو دارند. البته أكثريت جهان أهل سنت، پيرو مذهب حنفي هستند و پس از آن مذهب شافعي در رتبه دوم و مذهب مالكي و حنبلي در رتبه بعدي قرار دارند.

جامعه اسلامي همينطور هر روز، رو به افتراق و انشعاب بود، تا اينكه در قرن هفتم حجري، فرقه جديدي به نام وهابيت از منطقه شامات سر درآورد. وهابيتي كه امروز استخواني در گلوي اسلام شده، وهابيتي كه به يك معضل صعب العلاج جامعه اسلامي تبديل شده، وهابيتي كه چهره نوراني اسلام را به صورت يك چهره خشن و ضد انساني و ضد بشريت در دنيا معرفي مي كند و به تعبير مقام معظم رهبري: اسلام وهابيت، همان اسلام آمريكايي و ابوسفياني است كه امروز عرصه را بر ديگران تنگ كرده است.

امروز در هر كجاي جهان اسلام كه انفجار و آدمكشي و فشار و خشونتي صورت مي گيرد، يك طرف سر نخ آن به وهابيت و القاعده كه بازوي نظامي اين فرقه است، مرتبط است. جنايات اينها در ايران و در شرق كشور بوده همانند قضيه تاسوكي، كه در دل شب 22 نفر از عزيزان سپاهي و بسيجي و فرهنگي كشور را به رگبار بستند و سر عزيزي را از تن جدا كرده و فيلم آن را به صورت سي دي در ميان مردم براي ايجاد رعب و وحشت منتشر كردند؛ و همچنين در جاي جاي افغانستان و همچنين در پاكستان هر سال در مراسم عزاداري امام حسين (عليه السلام) و يا ساير همايش هاي مذهبي، جنايت آفريدند.

اوج جنايت وهابيت، در كشور عراق و پس از تصرف آن توسط نيروهاي بيگانه بود. در اين چند ساله، حدود 700هزار نفر توسط وهابيت و گروه القاعده در كشور عراق به خاك و خون كشيده شدند و آمار مجروحان و معلولان، خيلي فراتر از اين است. از اين 700هزار نفر، به تعبير رئيس جمهور عراق، 85% قربانيان اين انفجارات، شيعيان بودند و 15% از ساير فرق اسلامي.

امروز وهابيت در برابر نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، رسما اعلام جنگ مسلحانه كرده است. عبدالمالك ريگي، رهبر نظامي وهابيت ايران، در سخنراني ها و اطلاعيه ها، رسما حكومت اسلامي ايران را حكومت كفر و شرك و مبتني بر بدعت معرفي كرده و جنگ با شيعيان را از اصول مسلّم اسلامي شمرده و پيروانش را دستور مي دهد كه عزيزان ما را در هر روز به خاك و خون بكشند.

چند ماه قبل در عربستان سعودي كه مركز وهابيت است و از سراسر جهان از هند و چين گرفته تا مسكو و آمريكا و كانادا، حمايت مالي وهابيت مي شود، همايشي در رياض انجام گرفت و مفتياني مانند شيخ عبدالله بن جبرين، شيخ عبدالرحمان براج، شيخ صالح فوزان كه از شخصيت هاي طراز اول فقهي و سياسي عربستان سعودي هستند جمع شدند و رسما از دولت عربستان درخواست كردند كه نهايت فشار و خشونت را بايد با شيعيان إعمال كرد و به شيعيان نبايد اجازه دهند كه وارد مساجد مسلمان ها براي إقامه نماز شوند، نبايد إجازه دهند در مراكز دانشگاهي ما حضور يابند، اينها مشرك و كافر هستند، شيعيان حق حضور در خانه خدا را ندارند. اين فتاوئي است كه در مهر ماه1386 در شهر رياض پايتخت عربستان سعودي صادر شد.

از شيخ عبدالله بن جبرين سؤال كردند آيا مي شود به فقراء شيعه زكات داد؟ چون در عربستان سعودي، حدود 33% آنها شيعه هستند؛ در منقطه أحصاء و قطيف، 85% شيعه هستند؛ در مدينه و نواحي آن، بيش از 150هزار شيعه وجود دارد؛ ولي اينها در عربستان سعودي به حداقل حق حيات إكتفاء مي كنند و نهايت سختي و فشار و خشونت نسبت به شيعيان در عربستان إعمال مي شود.

در جواب سؤال گفت: خير، من به 4 دليل ثابت مي كنم كه شيعيان كافر هستند:

1-معتقد به قرآن ما نيستند و در ميان خودشان قرآن ديگري دارند،

2- اينها همه صحابه را كافر مي دانند و به سخنان و أحاديث صحابه گوش نمي دهند،

3- اينها ما أهل سنت را نجس مي دانند و اگر با ما مصافحه كنند، دستشان را آب مي كشند،

4- اينها به أهل بيت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) متوسل مي شوند و در جلسات خود، يا علي (عليه السلام) و يا حسين (عليه السلام) مي گويند و اين مظهر شرك و كفر است.

هم اكنون حدود 40هزار سايت وهابيت، عليه شيعه در حال فعاليت است. حضرت آيت الله سبحاني در مقدمه جديدترين كتابي كه نوشته اند به نام جوان شيعه پاسخ مي دهد، اين آمار را آورده است. حدود 46 ماهواره به زبان فارسي، انگليسي، عربي، اردو، فرانسوي، آلماني و روسي و ... عليه شيعه توسط وهابيت شبهه افكني مي كند.

وزير اعلان و ارشاد عربستان مصاحبه كرد و مي گفت: ما در طول يك ماه ايام حج، حدود 10 ميليون جزوه و سي دي و كاست به 20 زبان زنده دنيا،‌ در اختيار حجاج بيت الله الحرام قرار داديم. 90% اين جزوات و كاست ها و سي دي ها، مطالب عليه شيعه است كه شيعه مشرك و كافر و بدعت گذار است، وحدت با شيعه معنا ندارد، همانگونه كه با يهود و نصاري معنا ندارد.

در جنگ 33 روزه اسرائيل عليه حزب الله،  كه حزب الله در تاريخ عرب افتخار آفريد و حماسه ساخت و لرزه اي بر اندام صهيونيسم انداخت و هنوز هم پس لرزه‌هاي آن مشهود است؛ مفتيان عربستان سعودي مثل همين جناب بن جبرين، فتوا دادند كه هرگونه كمك كردن به حزب الله حرام است، اينها حزب شيطان هستند، روي سايت‌هايشان اين اطلاعيه‌ها موجود است. بعد از او فقيه ديگري از اينها كه در مسير استكبار جهاني بود، به نام عبدالرحمان براج، فتواي مشابه آن را صادر كرد، بعد از سه روز ديگر مفتي ديگري هم همين فتوا را صادر كرد؛ حتي اينها در فتوايشان آورده اند كه هرگونه دعا براي پيروزي حزب الله هم حرام است، اين تفكر وهابيت است، اين تفكر اسلام آمريكائي وابوسفياني است كه اينها در حال نشر و گسترش آن هستند.

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد