مسیر

مذاهب اهل سنت مباحث عمومی ومهم در مذاهب اهل سنت وهابيت با تبلیغات وسیع مي‌گويند: علماي شيعه مي‌گويند هر شخصي که به ولايت اهل بيت (عليهم السلام) معتقد نباشد، کافر است.آيا چنين چيزي وجود دارد؟
 
وهابيت با تبلیغات وسیع مي‌گويند: علماي شيعه مي‌گويند هر شخصي که به ولايت اهل بيت (عليهم السلام) معتقد نباشد، کافر است.آيا چنين چيزي وجود دارد؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
مذاهب اهل سنت - مباحث عمومی ومهم در مذاهب اهل سنت

وهابيت با تبلیغات وسیع مي‌گويند:

علماي شيعه مي‌گويند هر شخصي که به ولايت اهل بيت (عليهم السلام) معتقد نباشد، کافر است.آيا چنين چيزي وجود دارد؟

پاسخ:

جواب نقضي:

نکته اول:

اين آقايان به ما اعتراض مي‌کنند که شيخ مفيد (ره)، شيخ صدوق (ره)، علامه مجلسي (ره) مي‌گويند:

اگر کسي امامت يکي از ائمه (عليهم السلام) را انکار کند، او کافر است.

خب، جمعي از فقهاي اهل سنت گفته‌اند:

من أنکر خلافة أبي بکر فهو کافر.

هر کس منکر خلافت ابوبکر باشد، کافر است.

فتاواي هنديه، ج2، ص263 - حاشيه رد المحتار لإبن عابدين، ج1، ص605 - البحر الرائق لإبن نجيم مصري، ج1، ص611 - روضة الطالبين للنووي، ج8، ص215

الان که 400 ميليون شيعه، منکر خلافت ابوبکر هستند، آقايان مي‌گويند کافر هستند.

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) معتقد به خلافت ابوبکر نبود، آیا ایشان را هم - نستجير بالله - کافر مي‌دانند؟

سعد بن عبادة انصاري - از أجلّاي صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) - تا آخر عمر، زير بار خلافت ابوبکر نرفت، بنابراين او هم کافر است.

اين را آقايان مطرح کرده‌اند که هر کس منکر خلافت ابوبکر باشد، کافر است. خب، آقايان چه جوابي دارند؟ دليل‌شان چيست؟ هر جوابي دادند، ما هم از نظر مرحوم شيخ مفيد (ره) و شيخ صدوق (ره)، همان جواب را خواهيم داد.

نکته دوم:

عزیزان اهل سنت در کتاب‌هاي معتبرشان آورده‌اند:

هر کس ولايت حضرت علي (عليه السلام) را نداشته باشد، وارد بهشت نخواهد شد.

جناب خوارزمي - از شخصيت‌هاي برجسته اهل سنت - مي‌گويد:

يا علي! لو أن عبدا عبد الله عز وجل مثل ما قام نوح في قومه و كان له مثل أحد ذهبا فأنفقه في سبيل الله و مد في عمره حتى حج الف عام على قدميه، ثم قتل بين الصفا و المروة مظلوما، ثم لم يوالك يا علي، لم يشم رائحة الجنة و لم يدخلها.

اگر کسي به اندازه عمر نوح عبادت کند و مثل کوه أحد، طلا در راه خدا انفاق کند و هزار بار با پاي پياده به زيارت خانه خدا برود و بين صفا و مروه مظلومانه کشته شود، اگر ولايت تو را نداشته باشد، بوي بهشت به مشام او نخواهد رسيد و وارد آن نخواهد شد.

المناقب للخوارزمي، ص67

همچنين جناب جويني - استاد ذهبي که از او به الامام الاوحد (پيشواي يگانه) تعبير مي‌کند - نقل مي‌کند:

إذا كان يوم القيامة و نصب الصراط على جسر جهنم، لم يجز أحد إلا من كانت معه براءة بولاية علي بن أبي طالب.

فرداي قيامت، بر بالاي جهنم، پلي است و کسي نمي‌تواند از روي اين پل گذر کند، مگر کسي که برائت‌نامه از آنش كه از سوي علي بن ابي طالب صادر شده است همراه خود داشته باشد.

فرايد السمطين للجويني، ج1، ص289 - الموضوعات لإبن الجوزي، ج1، ص399 - ميزان الاعتدال للذهبي، ج1، ص28 - لسان الميزان لإبن حجر، ج1، ص51

نکته سوم:

آقايان در کتاب صحيح مسلم و مسند احمد آورده‌اند:

من مات بغير امام، مات ميتة جاهلية.

هر کس بدون امام از دنيا برود، مرگش، مرگ جاهلي است.

مسند احمد، ج4، ص96

من مات و ليس في عنقه بيعة، مات ميتة جاهلية.

صحيح مسلم، ج6، ص22

آقايان بفرمايند که امروز، امامي که واجب الإطاعة است و تمام مردم و مسلمانان بايد از او تبعيت کنند، کيست؟!!!

جواب حلّي:

نکته اول:

مرحوم شيخ مفيد (ره) تعبيرش اين است:

من أنكر إمامة أحد الأئمة و جحد ما أوجبه الله فهو كافر ضال مستحق للخلود في النار.

هرکس منکر امامت ائمه (عليهم السلام) باشد و در حوزه امامت جحد و انکار داشته باشد، کافر است.

عزيزانِ علماء و ادباء اهل سنت مي‌دانند که کلمه جحد به معناي انکار بعد از علم و يقين است. آقايان نگاه کنند به الصحاح للجوهري، لسان العرب لإبن منظور و مفردات الراغب الإصفهاني که همه آورده‌اند:

الانكار مع العلم.

الصحاح للجوهري، ج2، ص451 - مجمع البحرين للشيخ الطريحي، ج1، ص345 -  مفردات غريب القرآن للراغب الأصفهانى، ص 88 - لسان العرب لإبن منظور، ج3، ص106

در قرآن هم صراحت دارد:

وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ (سوره نمل/آيه14)

اينها با اين‌که يقين دارند به وجود خدا، جحد مي‌کنند.

بنابراين اگر شيخ مفيد (ره) مي‌گويد کسي که امامت ائمه (عليهم السلام) را جحد مي‌کند، يعني با علم و يقين به اين‌که امامت، يکي از واجبات إلهي است و آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اميرالمؤمنين (عليه السلام) را براي خلافت نصب و معين کرده، اگر با علم به اين، بخواهد عناد و انکار کند، کافر است. قطعا آقايان اهل سنت هم در رابطه با نماز و غيره دارند که:

من ترک الصلاة فقد کفر.

هر کس نماز را ترک کند، کافر است.

الدر المنثور للسيوطي، ج1، ص298 - عمدة القاري للعيني، ج18، ص193 - صحيح ابن حبان، ج4، ص323

نکته دوم:

مي‌بينيم که فقهاء و بزرگان معاصر ما، صراحت دارند بر اين‌که:

کلمه «کفار» که در کتاب‌هاي ما آمده است، مراد، کفر از ايمان نيست.

مثلا امام خميني (ره) مي‌فرمايد:

فما وردت في أنهم كفار لا يراد به الحقيقة بلا إشكال.

کلمه «کفر» که نسبت به اهل سنت در کتاب‌هاي ما هست، کفر واقعي نيست.

كتاب الطهارة للسيد الخميني، ج3، ص323

در قرآن آمده:

وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ (سوره إبراهيم/آيه7)

اگر کفران نعمت کرديد، عذاب من شديد است.

در اينجا، کلمه کفر اطلاق شده است، ولي عدم شکر نعمت اراده شده است.

امام خميني (ره) در ادامه مي‌فرمايد:

ضرورة معاشرة أهل الحق معهم أنواع العشرة من لدن عصر الأئمة عليهم السلام إلى الحال من غير نكير و من غير شائبة تقية.

كتاب الطهارة للسيد الخميني، ج3، ص323

ما مي‌بينيم که ائمه (عليهم السلام) و بزرگان و فقهاي ما با اهل سنت معاشرت کردند و به خانه آنها رفتند و معاشرت کردند و غذاي آنها را خوردند و با آنها ازدواج کردند و دختر دادند و گرفتند. اگر آنها، حيواني را کشتند، از ذبيحه آنها استفاده کردند. با اين‌که فقهاي ما معتقدند که ذبيحه کافر، حرام است و کافر، نجس است. اين معاشرت، دلالت بر اين مي‌کند که ائمه (عليهم السلام) و فقهاي ما، معتقد به کفر و نجاست اهل سنت نبودند.

مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) - از علماي بنام و مشهور شيعه که غالب فقهاي معاصر ما، افتخار شاگردي آن بزرگوار را داشتند - صراحتا مي‌فرمايد:

فلا يعتبر في الإسلام غير الشهادتين ...، السيرة القطعية الجارية على طهارة أهل الخلاف، حيث إن المتشرعين في زمان الأئمة ع و كذلك الأئمة بأنفسهم كانوا يشترون منهم اللحم و يرون حلية ذبائحهم و يباشرونهم.

غير از شهادتين (شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم))، در مسلماني و پاکي انسان، چيز ديگري دخالت ندارد ... سيره بزرگان ما جاري است بر پاکي اهل سنت. ائمه (عليهم السلام) و بزرگان ما از اينها گوشت مي‌خريدند و ...

كتاب الطهارة للسيد الخوئي، ج2، ص83

يعني بحث امامت، چيزي نيست که در طهارت و نجاست يک مسلمان، اثر داشته باشد.

خود آقاي خوئي - که امروز، نظر او، بيانگر نظر شيعه است - مي‌فرمايد:

و أما الولاية بمعنى الخلافة فهي ليست بضرورية بوجه، ... ، الولاية بمعني الخلافة من ضروريات المذهب لا من ضروريات الدين.

ولايت به معناي خلافت، از ضروريات نيست. ولايت به معناي خلافت، از ضروريات مذهب شيعه است نه از ضروريات دين اسلام.

كتاب الطهارة للسيد الخوئي، ج2، ص83

اگر آقايان اهل سنت کتاب‌هاي فقهاي ما را ببينند، از زمان شيخ طوسي (ره) و علامه حلي (ره)، همين نظر را داشتند و قائل به طهارت و اسلام اهل سنت بودند.

منتهي المطلب للعلامة الحلي، ج1، ص14 - مجمع الفائدة للمحقق الأردبيلي، ج1، ص322 و ج7، ص448 - مسالک الأفهام للشهيد الثاني، چاپ جديد، ج7، ص407 - جواهر الکلام، ج4، ص83 و ج40، ص97 - کتاب الطهارة للشيخ الأنصاري، چاپ قديم، ج2، ص351 - مستمسک العروة للسيد محسن الحکيم، ج1، ص396 - الفتاوي الواضحه للسيد محمد باقر الصدر، ص329

ما روايات متعددي داريم که عده انبوهي از اهل سنت، آنهايي که يقين ندارند امامت، اصلي از اصول است و جزء ما جاء به النبي است، اينها وارد بهشت خواهند شد. امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد:

إن للجنة ثمانية أبواب: باب يدخل منه النبيون و الصديقون ... و باب يدخل منه سائر المسلمين ممن يشهد أن لا اله الا الله و لم يكن في قلبه مثقال ذرة من بغضنا أهل البيت عليهم السلام.

... يکي از درب‌هاي بهشت براي ساير مسلمين است که شهادت به وحدانيت خداوند داده‌اند و ذره‌اي از بغض و عداوت ما اهل بيت (عليهم السلام) را در قلب ندارند.

الخصال للشيخ الصدوق، ص408 - بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج8، ص39 - مستدرك سفينة البحار للشيخ علي النمازي، ج1، ص432

آدرس منابع ذکر شده، از نرم‌افزار مکتبة أهل بيت (عليهم السلام) مي‌باشد

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد