مسیر

مذاهب اهل سنت مباحث عمومی ومهم در مذاهب اهل سنت حکم های تکفیری مذاهب اهل سنت علیه یکدیگر
 
حکم های تکفیری مذاهب اهل سنت علیه یکدیگر چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
مذاهب اهل سنت - مباحث عمومی ومهم در مذاهب اهل سنت

حکم های تکفیری مذاهب اهل سنت علیه یکدیگر

 

پیامبر(ص) فرمود:

لا يرمي رجل رجلا بالفسوق و لا يرميه بالكفر إلا ارتدت عليه، إن لم يكن صاحبه كذلك.

اگر کسي فردي را تکفير کند و آن فرد، شايستگي تکفير را نداشته باشد، آن تکفير به خود تکفير کننده برمي‌گردد.

صحيح البخاري، ج7، ص84 - مسند احمد، ج5، ص181 - مجمع الزوائد للهيثمي، ج8، ص73 - فتح الباري لإبن حجر، ج10، ص388

در روايت ديگر آمده است:

من أكفر أهل لا إله الا الله فهو إلى الكفر أقرب.

کسي كه گوينده لا إله إلا الله را تکفير کند، او خودش به کفر نزديک‌تر است از آن شخص.

المعجم الكبير للطبراني، ج12، ص211 - مجمع الزوائد للهيثمي، ج1، ص106

به تعبير يکي از بزرگان اهل سنت رشيد محمد رضا:

يکي از مصيبت‌هاي بزرگي که جامعه اسلامي ما در طول تاريخ گرفتار آن بوده، اين است که هر فرقه، فرقه ديگر را تکفير مي‌کند و او را کافر مي‌داند.

مثلا جناب احمد بن حنبل - رئيس حنابله و امام حضرات وهابيت - در قضيه فتنه قرآن مي‌گويد:

من زعم أن القرآن مخلوق فهو جهْمي كافر و من لم يكفّر هؤلاء القوم كلهم فهو مثلهم.

هر کس گمان کند که قرآن، مخلوق است و مانند خدا، ازلي نيست، كافر است و هر کس اينها را تکفير نکند، او هم كافر است.

طبقات الحنابلة لإبن أبي يعلي، ج1، ص29

همچنين مي‌گويد:

من قال لفظه بالقرآن مخلوق فهو جهْمي مخلد في النار خالدا فيها.

هر کس بگويد الفاظ قرآن، مخلوق هستند، او مرتد است و مخلّد در آتش جهنم است.

خب، آقايان ببينند که جمهور اهل سنت - مالکي‌ها و شافعي‌ها و حنفي‌ها - غالبا قائل به «خلْق قرآن» هستند. يکي از بزرگان اهل سنت عربستان سعودي تعبيري دارد و مي‌گويد:

اگر اين عبارت احمد بن حنبل را ملاک قرار بدهيم، بايد بگوييم که 90٪ مسلمانان اهل آتش جهنم هستند و کافرند. چون قائل به «خلْق قرآن» هستند.

يعني اگر نستجير بالله کسي بگويد که قرآن، همانند ذات أقدس ربوبي قديم و ازلي نيست چنين كسي را بايد قائل به كفرش شويم.

خود ابن‌تيميه صراحت دارد:

من قال مخلوق فهو كافر، عليه لعائن الله و ملائكة و الناس أجمعين.

هر كس بگويد قرآن، مخلوق است، كافر است. لعنت خداوند و ملائكه و مردم بر او باد.

درأ التعارض، ج2، ص96

از طرف ديگر، مي‌بينيم که جناب ابو حاتم بن خاموش - حافظ ري که ذهبي درباره او مي‌گويد:

المحدث الامام.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج17، ص624 - تاريخ الإسلام للذهبي، ج29، ص303

کلمه الامام، بالاترين تعبير و تفضيل براي يک بزرگ است که آقايان اهل سنت به کار مي‌برند و معادل شيعي آن، همان آيت الله العظمي يا مرجع تقليد جهان تشيع است - افاضه فرموده:

فكل من لم يكن حنبليا فليس بمسلم.

هر کس در دنيا، حنبلي مذهب نباشد، مسلمان نيست.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج3، ص1187 - تاريخ الإسلام للذهبي، ج29، ص303 و ج33، ص58 - سير أعلام النبلاء للذهبي، ج17، ص625

الآن حنبلي‌ها در ميان آقايان اهل سنت، أقليت را دارند. يعني شايد در ميان اين چهار مذهب، کمتر از 10٪ آنها، حنبلي مذهب باشند و 90٪ آنها، شافعي و مالکي و حنفي مذهب هستند و ظاهرا احناف بيش از ديگران هستند. يعني 90٪ اهل سنت مسلمان نيستند.

از طرف ديگر، مؤلف کتاب شذرات الذهب در جلد 3، صفحه 259 نقل مي‌کند از ابو بکر مقري - از علماي بزرگ اهل سنت - که مي‌گويد:

قد کفر ابو بکر المقري جميع الحنابلة.

ابوبکر مقري گفته است که تمام حنبلي‌ها کافر هستند.

جالب اين که ابن اثير و ابن جوزي نقل مي‌کنند از ابو القاسم بکري - از علماي بزرگ مغرب و اشعري مذهب - که:

روزي در مدرسه نظاميه بر بالاي منبر رفت و اين آيه را خواند:

وَ مَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَ لَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا (سوره بقره/آيه102)

سليمان، کافر نشد و شياطين، کافر شدند.

و برگشت گفت:

و الله ما کفر احمد و لکن اصحابه کفروا.

احمد، کافر نشد، ولي اصحابش کافر شدند.

الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج10، ص124 - المنتظم لإبن الجوزي، ج9، ص4 (از نرم‌افزار مکتبة الشاملة)

يکي از بزرگان معاصر اهل سنت در کتابي به نام الفکر السامي، جلد 2، صفحه 38 مي‌نويسد:

در منطقه شامات - مخصوصا طرابلس - در اختلافي که بين شافعي‌ها و حنفي‌ها افتاد، تعدادي آمدند پيش رئيس علماء و گفتند:

اين مساجد را بين ما و حنفي‌ها تقسيم کنيد. ايشان گفت: چرا؟ مگر شما شافعي‌ها با حنفي‌ها نمي‌توانيد در يک مسجد نماز بخوانيد؟ گفت:

فإن فلانا من فقهائهم يعدنا کأهل الذمة.

يکي از فقهاي حنفي، فتوا داده که تمام شافعي‌ها جزء اهل کتاب و به منزله يهود و نصارا هستند.

ابن عساکر در کتاب تبيين کذب المفتري، ص310 مي‌گويد:

شافعي‌ها، حنبلي‌ها را تکفير کردند.

يا اشاعره گفتند:

هر کس اشعري مذهب نيست و معتزلي و ماتريدي و ... است، همه کافر هستند.

شرح اللمع لأبو إسحاق الشيرازي، ج1، ص111

طبري - از مورخان بنام اهل سنت که ذهبي او را خرّيط فنّ و معتمد در علم تاريخ و تفسير مي‌داند و حتي مي‌گويد که در تفسير، کتابي همانند کتاب او نوشته نشده است - را حضرات حنبلي‌ها، آنچنان در فشار قرار دادند و بايکوت کردند که در خانه‌اش زنداني کردند و داستان مفصّلي دارد. ابن خزيمه مي‌گويد:

و ما أعلم على أديم الأرض أعلم من محمد بن جرير و لقد ظلمته الحنابلة.

من در روي کره زمين، عالم‌تر از ابن جرير سراغ ندارم و ...

العبر في خبر من غبر للذهبي، ج2، ص146 - النهج الأحمد لمجير الدين عليمي، ج1، ص38 - تاريخ بغداد للخطيب بغدادي، ج2، ص161 -  تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج52، ص196 - تذكرة الحفاظ للذهبي، ج2، ص712 - لسان الميزان لإبن حجر، ج5، ص102 - البداية و النهاية لإبن كثير، ج11، ص166

حتي وقتي ابن جرير طبري از دنيا رفت، حنبلي‌ها نگذاشتند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند و او را در خانه‌اش دفن کردند.

ابن كثير دمشقي نقل مي‌کند از يکي از بزرگان احناف به نام محمد بن موسي بن عبد الله حنفي که گفت:

لو كانت لي الولاية لاخذت من أصحاب الشافعي الجزية.

اگر من قدرت داشتم، از تمام شافعي‌ها، جزيه مي‌گرفتم. چون اينها همانند اهل کتاب و يهود و نصارا هستند.

البداية و النهاية، ج12، ص187 - لسان الميزان لابن حجر، ج5، ص402 - تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج56، ص76 - معجم البلدان للحموي، ج1، ص476

يعني من اين‌ها را جزء اهل  كتاب مي‌دانم و مسلمان نمي‌‌دانم .

از طرف ديگر يكي از فقهاي شافعي به نام أبو حامد محمد بن محمد البروي مي‌گويد:
لو كان لي أمر لوضعت على الحنابلة الجزية.
اگر من قدرت داشتم، بر تمام حنبلي‌ها، جزيه قرار مي‌دادم.
العبر في خبر من غبر للذهبي، ج3، ص52 - شذرات الذهب، ج4، ص224

 

 

در کتاب‌هاي آقايان اهل سنت مانند البحر الرائق ابن نجيم مصري مي‌گويد:

لا ينبغي للحنفي أن يزوج بنته من رجل شفعوي المذهب.

حنفي‌ها حق ندارند دختر خود را به مردي از شافعي‌ها بدهند ولي مي‌توانند دختر از آنها بگيرند.

البحر الرائق لإبن نُجيم المصري، ج2، ص80

در کتاب ما لا يجوز الخلاف جناب عبد الجليل عيسي، صفحه 65 مي‌گويد:

از يک فقيه حنفي سوال کردند:

هل يجوز لحنفي أن يتزوج شافعية؟ فقال: لا و ذلك لاننا نشك في إيمانها، لأن الشافعي يجوز أن يقول أحد: أنا مؤمن إن شاء الله. في حين يأتي فقيه حنفي آخر يزيد الطين بلة فحين سئل: هل يجوز لحنفي أن يتزوج شافعية؟ قال: نعم، قياسا على اليهودية و النصرانية.

آيا يک حنفي مي‌تواند دختر از شافعي بگيرد؟ گفت: خير، چون ما در ايمان شافعي‌ها شک داريم و آنها مي‌گويند که ما ان شاء الله مؤمن هستيم. فقيه ديگري آمد و سوال کردند: آيا يک حنفي مي‌تواند دختر از شافعي بگيرد؟ گفت: بله، مگر ما از يهودي و نصراني نمي‌توانيم دختر بگيريم. شافعي هم، همسطح آنهاست.

اين نکات را اهل سنت در معتبرترين کتاب‌هاي خود نقل کرده‌اند که اگر بزرگان ما يکي از آنها را نسبت به عزيزان اهل سنت نقل کنند، هفت آسمان را بر سر بزرگان ما خراب مي‌کنند. نه تنها فتواي قتل صادر مي‌کنند، حتي شيعه را از کره زمين تبعيد مي‌کنند. ولي در طول تاريخ، اين قضايا در ميان خودشان بوده است و به تعبير محمد رشيد رضا:

دشمنان تلاش مي‌کنند با اين کارها، اختلاف ميان مسلمانان را بيشتر کنند و آتش فتنه را شعله‌ور کنند تا خودشان بتوانند به آمال و اهداف شوم‌شان برسند.

آدرس منابع ذکر شده، از نرم‌افزار مکتبة اهل بيت (ع) مي‌باشد.

منبع سایت ولی عصر(عج)

تلخیص و انتخاب سایت شمیم شیعه

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد