مسیر

مذاهب شیعه فرقه های مذهب شیعه شيعيان چند گروه اند و كدام يك از آنها حق است؟
 
شيعيان چند گروه اند و كدام يك از آنها حق است؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 22
بدخوب 
مذاهب شیعه - فرقه های مذهب شیعه

شيعيان چند گروه اند و كدام يك از آنها حق است؟

پرسش: شيعيان به چند دسته تقسيم مى شوند و كداميك از آنان بر حق مى باشند؟

پاسخ: شيعيان واقعى كه همان بندگان مطيع خدا و پيروان خاندان رسالت مى باشند، بيش از يك گروه نيستند. شيعيان، دوازده امامى هستند كه امام اول آن ها على ابن ابى طالب(عليه السلام)است و فرزندانش حسن و حسين... تا حضرت حجت مهدى صاحب الزمان (عج) ـ كه هم اينك از ديده ها پنهان است، امامان بعدى آن ها مى باشند.

در طول تاريخ گروه هاى منحرف ديگرى به نام تشيع و شيعه ظهور نموده اند كه غير از مذهب شيعه دوازده امامى كه از طرف پيامبر و اميرالمؤمنين على(عليه السلام) منصوص است، سه دسته ديگر خود را پيرو اميرالمومنين على(عليه السلام) مى دانند، (فرقه هاى ديگرى هم بوده اند كه منقرض شده اند). اين سه دسته عبارتند از:

1-زيديه; كه خود را پيرو زيد بن على بن الحسين(عليه السلام) مى دانند و مبادى اعتقادى آن ها با مذهب اثنى عشرى از هر نظر متفاوت است و در يمن و اطراف آن حضور دارند. البته خود زيد بن على بن الحسين تابع برادر بزرگترش امام محمد باقر(عليه السلام) بود و هيچگونه ادعايى نداشته است.

2- اسماعيليه; كه خود را پيرو اسماعيل فرزند امام صادق(عليه السلام) مى دانند (و در گذشته حكومت فاطميان را در مصر داشته اند و دانشگاه الازهر بنام جامعة الزهرا را تأسيس كرده اند كه با رفتن آن ها تغيير نام گرفته) و اكنون در ايران و مصر حضور دارند. اسماعيل در زمان حيات امام صادق)عليه السلام( فوت كرد و خود حضرت ايشان را تشييع و بخاك سپرد و در چند محل از حاضرين در مرگ وى استشهاد كرد.

3-رفَضَه و غلاة; كه در مورد اميرالمؤمنين(عليه السلام)غلو تا حد الاهيت مى كنند كه آن ها جزو دسته بندى شيعيان به حساب نمى آيند و همانطور كه گذشت شيعيان آن ها را كافر مى دانند و اميرالمؤمنين از آن ها برائت جسته اند.

در مقابل اين سه گروه، فرقه ديگرى وجود دارد كه شيعه اماميه اثنى عشرى(دوازده امامى) نام دارند و شيعه واقعى هستند.

 

 

اين گروه معتقد به ذات واجب الوجود حضرت احديت ـ جل و علا ـ مى باشند كه احد و واحد است، نظير و شبيه و عديل ندارد، نه جسم است و نه صورت، نه عرض است و نه جوهر و از جميع صفات امكانيه مبرا است. او را خالق اعراض و جواهر مى دانند و شريكى در خلق موجودات و در افاضه فيوضات براى او قائل نيستند.

چون ذات واجب الوجودش هرگز قابل رؤيت نيست و از طرفى نيز خلق محتاج راهنمايى و هدايت اوست، لذا فرستادگان و رسولانى را از جنس بشر برگزيده، و آنان را با دلاليل، براهين، معجزات، بيّنات و دستورهاى كافى، به اقتضاى احتياجات هر زمان، براى هدايت بشر فرستاده است. تعداد آن ها بسيار مى باشد; امّا تمامى آن ها تحت اوامر پنج پيغمبر اولو العزم يعنى:

1-نوح شيخ الانبيا(عليه السلام)

2-ابراهيم خليل الرحمن(عليه السلام)

3-موسى كليم الله(عليه السلام)

4-عيسى روح الله(عليه السلام)

5-محمد مصطفى خاتم الانبيا(صلى الله عليه وآله)

هادى و راهنماى بشريت بودند. شيعه معتقد است كه دين و شريعت محمد(صلى الله عليه وآله) تا قيامت باقى است. بنابراين «آنچه كه محمد حلال نموده تا روز قيامت حلال و آنچه را حرام نموده تا روز قيامت حرام است و شريعت او تا روز قيامت مستمر و پا بر جا است . النص و الاجتهاد، ص1 ; وسايل الشيعه، ج 18، ص124 حديث 47 ; التحفة السنيه، ص113 ; شبهاى پيشاور، ص189 «حَلالُ محمّد حلالٌ إلى يَومِ القِيامة و حَرامُهُ حَرامٌ إلى يَوم القِيامة و شريعَتُهُ مستمرة إلى يَومِ الْقِيامَةِ

طبق اعتقاد شيعيان واقعى، خداوند متعال براى جميع اعمال آدمى، سزا و جزايى معين فرموده كه در بهشت و دوزخ به آن ها داده مى شود. به همين جهت معتقد به يوم الجزا است، يعنى در آن روز تمام خلايق از ابتداى آفرينش تا آخرين نفر، دو باره زنده و به صحراى محشر آورده مى شوند و پس از رسيدگى و محاكمه، به سزا يا جزاى اعمال خود مى رسند.

سند محكم و ثابت شيعيان، همين قرآن كريم است كه از زمان رسول الله(صلى الله عليه وآله) تا كنون دست نخورده و تحريف نشده مى باشد و شيعيان عامل به دستورات آن هستند. شيعيان به همه احكام واجب مندرج در قرآن از قبيل نماز، روزه، زكاه، حج، جهاد و غيره معتقدند. همچنين از كليه معاصى و گناهان كبيره و صغيره نظير شراب، قمار، زنا، لواط، ربا، قتل نفس و ظلم و ستم و غير آن ها كه در قرآن مجيد و اخبار اهل بيت منع شده است، بايد اجتناب نمايند.

از آنجايى كه شيعيان بر اين عقيده اند كه همانگونه كه احكام و دستورات الهى آورنده اى دارد كه حكيم متعال او را برگزيده و معرفى نموده است، بايد نگاهدارنده اى هم داشته باشد تا بعد از وفات آورنده (پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) حافظ، حارس و نگهبان آن دين و شريعت باشد. همانگونه كه خداوند اين آورنده و پيغمبر را به مردم معرفى نموده است، بايستى وصى خليفه و نگهدارنده دين را انتخاب و به وسيله آورنده دين (پيغمبر) به امت معرفى نمايد. چون تمامى انبيا، اوصيا و جانشينان خود را به امر خداى متعال معرفى نموده اند، خاتم الانبيا كه افضل و اكمل همه آن ها مى باشد، براى جلوگيرى از اختلاف و فساد در بين امتش آن ها را به حال خود رها ننموده و بر اساس همين سنت، اوصياى خود را به امر پروردگار معرفى نموده است. تعداد اين اوصيا كه از جانب خداى متعال معرفى شده اند، دوازده نفر به شرح زير مى باشند:

اوّل آن ها سيد الاوصيا على ابن ابى طالب(عليه السلام)

پس از او فرزندش حسن(عليه السلام)

سپس برادرش الحسين(عليه السلام)

سپس فرزندش على زين العابدين(عليه السلام)

سپس فرزندش محمد باقر العلوم(عليه السلام)

سپس فرزندش جعفر الصادق(عليه السلام)

سپس فرزندش موسى الكاظم)عليه السلام(;

سپس فرزندش على الرضا)عليه السلام)

. سپس فرزندش محمد التقى(عليه السلام)

. سپس فرزندش على النقى(عليه السلام)

سپس فرزندش حسن العسكرى(عليه السلام);

سپس فرزندش محمد المهدى(عليه السلام) و هو حجّة القائم الذي غاب عن الانظار لا عن الأمصار ملأ الله الأرض به قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً.

بر اساس اعتقاد شيعيان، اين دوازده امام بر حق از جانب پروردگار و به وسيله پيامبر گرامى اسلام)صلى الله عليه وآله( معرفى شده اند كه بنابر اخبار متواتر، امام دوازدهم آن ها غيبت اختيار نموده است. در حقيقت خداوند آن وجود مقدس را براى رفع ظلم و جور، و نيز نشر عدالت به عنوان ذخيره و مصلح كل قرار داده است.

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد