مسیر

ملاک های حق یا باطل بودن یک مذهب آیا اکثریت یا اقلیت ملاک حق بودن مکتبی است؟ اهل سنت می گویند چون ما اكثريت هستيم، پس فرقه ناجيه هستيم،آیا این صحیح است؟
 
اهل سنت می گویند چون ما اكثريت هستيم، پس فرقه ناجيه هستيم،آیا این صحیح است؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 5
بدخوب 
ملاک های حق یا باطل بودن یک مذهب - آیا اکثریت یا اقلیت ملاک حق بودن مکتبی است؟

اهل سنت می گویند چون ما اكثريت هستيم، پس فرقه ناجيه هستيم،آیا این صحیح است؟

الف - دسته ای از آیات قرآن اكثريت را در همه جا مذمت كرده است.

1-در 38 مورد تعبير دارد كه:

«أكثرهم لا يعقلون» ، «أكثرهم لا يومنون» ، «أكثرهم لا يعلمون» و ...

2- در 6 مورد مي‌گويد:

«أكثرهم الفاسقون» ، «أكثرهم الكافرون» ، «أكثرهم كاذبون»  و ...

3- در 6 مورد مي‌گويد:

«كثير منهم فاسقون» و ...

يعني با واژه هاي مختلف، قرآن أكثريت را كوبانده است.آيا با توجه با اين منطق قرآني، جا دارد كه بگوييد چون ما اكثريت هستيم، پس فرقه ناجيه هستيم؟

قرآن مسئله اكثريت را مطرح مي كنند و مي‌گويد اينها زير بار حق نمي روند. اكثريت مردم، از حق گريزان هستند. اگر اين باشد، اكثريتي كه از حق گريزان هستند، چه كساني هستند؟

4- پس ما هم مي گوييم كه قرآن مي‌گويد:

أكثرهم للحق كارهون

(سوره مومنون/آيه70)

اكثر مردم، حق را دوست ندارند.

چون شيعه حق است و اكثريت با سني ها است و شيعه را دوست ندارند، پس شيعه حق است.

5- يا اينكه:

لقد حق القول على أكثرهم فهم لا يؤمنون

(سوره يس/آيه7)

حق براي اكثر آنها آشكار شد، ولي زير بار نمي روند.

6- يا اينكه:

أكثرهم لا يعلمون الحق فهم معرضون

(سوره انبياء/آيه24)

اكثريت مردم كه از مذهب شيعه گريزان هستند و در برابر مذهب حق شيعه، تسليم نمي شوند، بخاطر اين است كه از مذهب شيعه خبر ندارند و حقانيت مذهب اهل بيت (عليهم السلام) را نمي دانند. اكثريت از حق خبر ندارند.

چقدر آيه زيبايي است!

ب- دسته ديگري از آيات، نسبت به اقوام تمام انبياء است که اکثریت را مذمت کرده است:

خداوند نسبت به اهل كتاب در سوره آل عمران، آيه 110 مي‌گويد:

و اكثرهم الفاسقون

اكثريت اهل كتاب كه ايمان به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نمي آورند، فاسق هستند.

درباره قوم حضرت موسي (عليه السلام) مي‌گويد:

و ما كان أكثرهم مؤمنين

اكثريت آنها ايمان نياورند.

حتي كساني هم كه ايمان آورده بودند به حضرت موسي (عليه السلام):

فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه ألا إنما طائرهم عند الله و لكن أكثرهم لا يعلمون. (سوره اعراف/آيه131)

وقتي كارهاي خوب پيش مي آمد، خوشحال بودند و اگر اتفاق بدي پيش مي آمد، به فال بد مي گرفتند و مي گفتند كه اين از شومي حضرت موسي (عليه السلام) است و اكثر اينها نمي دانند و نمي فهمند.

يعني اكثريت قوم حضرت موسي (عليه السلام) كه به او ايمان آورده بودند.

درباره قوم حضرت ابراهيم (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه 103)

درباره قوم حضرت نوح (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه 121)

و ما آمن معه إلا قليل

(سوره هود/ آيه40)

جز تعداد اندكي، به حضرت نوح (عليه السلام) ايمان نياوردند.

درباره قوم حضرت هود (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه 139)

درباره قوم حضرت صالح (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه 158)

درباره قوم حضرت لوط (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه 174)

درباره قوم حضرت شعيب (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه 190)

همچنين درباره حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌گويد:

لعلك باخع نفسك ألا يكونوا مؤمنين * ... * و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه3 و 8)

اكثريت قوم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در برابر دستورات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تسليم نشدند.

در سوره شعراء، آيه 223 درباره قوم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌گويد:

و أكثرهم كاذبون

لطفا در مورد اين آيه دقت كنید، در سوره يوسف، آيه 106 كه در مورد مسلمانان است، مي‌گويد:

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلا و هم مشركون.

اكثريت كساني كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ايمان آوردند، مشرك هستند.

ج-دسته ديگري از آيات، خداوند پيروزي را از آن حق كرده است، ولو اينكه عده قليلي باشند:

كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله و الله مع الصابرين

(سوره بقره/آيه249)

چه بسا گروه اندكي كه در برابر گروه هاي زياد، پيروز شدند به اذن خداوند.

در سوره نساء، در مورد خود مسلمانان مي‌گويد:

و لو أنا كتبنا عليهم أن اقتلوا أنفسكم أو اخرجوا من دياركم ما فعلوه إلا قليل منهم

(سوره نساء/آيه66)

همين مسلمانان كه دم از اسلام مي زنند، اگر دستور جهاد بدهيم براي مقاتله يا هجرت،‌ جز تعداد اندكي تابع دستورات خداوند نمي شوند.

همچنين:

و قليل من عبادي الشكور

(سوره سبأ/آيه13)

د- روایاتی که دلالت می کنند که اهل هدایت در اقلیت هستند:

1-رواياتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وارد شده است كه دلالت مي كند بر اينكه اهل حق در اقليت هستند. كساني كه در روز قيامت نجات مي يابند، اين اقليت هستند.

و قد وردت اخبار تدل علي قلة اهل الحق، حيث قال (ص) و هم يومئذ الأقلون

المستصفى غزالي، ص146

2- اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه 201 مي‌گويد:

أيها الناس لا تستوحشوا في طريق الهدى لقلة أهله.

بخاطر اينكه اهل هدايت و حق اندك هستند، گرفتار وحشت و ترس نشويد.

3- جناب مناوي كه از شخصيت‌هاي برجسته اهل سنت است، مي‌گويد:

قال علي كرم الله وجهه إن الحق لا يعرف بالرجال، فاعرف الحق تعرف اهله.

حق، با شخصيت ها و اكثريت شناخته نمي شود. اول حق را بشناس، سپس اهل حق را شناسائي كن.

فيض القدير شرح الجامع الصغير مناوي، ج1، ص28 و 272- تفسير قرطبي، ج1، ص340

وسائل الشيعة، ج27، ص135 - أمالي شيخ مفيد، ص5

حتي اگر زمانی 90% مردم روي زمين، شيعه باشد و 10% اهل سنت باشند، اگر بگوييم كه چون اكثريت با شيعه است، پس شیعه حق است، اين خلاف سخن آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) است.

یعنی اساسا این استدلال که « چون ما اکثریت هستیم پس بر حقیم» منطق غلطی است واز این راه نمی توان حقانیت یا ابطال گروهی را ثابت کرد.

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد