آیا اکثریت بودن ملاک حق بودن است؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
ملاک های حق یا باطل بودن یک مذهب - آیا اکثریت یا اقلیت ملاک حق بودن مکتبی است؟

آیا اکثریت بودن ملاک حق بودن است؟

طرح شبهه:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

ستفترق امتي على ثلاث و سبعين فرقة، كلها في النار إلا فرقة واحدة.

امت من به 73 فرقه منشعب مي شوند و 72 فرقه اهل هلاكت و آتش هستند و يك فرقه اهل نجات هستند.

مجمع الزوائد هيثمي، ج6، ص226 - تفسير رازي، ج1، ص4 - تفسير ابن كثير، ج2، ص482 - تاريخ مدينة دمشق ابن عساكر، ج24، ص53 - ميزان الاعتدال ذهبي، ج2، ص430 - لسان الميزان ابن حجر، ج3، ص291 - إمتاع الأسماع مقريزي، ج14، ص98

در نتیجه!!!!

هيچ شكي نيست كه ما اهل سنت، أكثريت هستيم و حق هم با ماست و شيعه در اقليت است و اينها باطل هستند.

پاسخ:

اگر ما اين را در نظر بگيريم، پس بنابراين حق با مسيحي‌هاست. چون آمار مسيحي‌ها بيشتر از مسلمانان است و 33 % جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند و مسلمانان 21 % را. پس حق با مسيحي‌هاست. اگر يك مسيحي با يك مسلمان بحث كند و بگويد كه ما اكثريت هستيم، بنابراين ما به حقيم و شما مسلمان‌ها باطل هستيد،شما چه جوابی دارید به آنها بدهید؟

آماري كه در ذیل ارائه می شود مربوط به تاریخ 14/04/1386 است دقت بفر مائید:

33%     :  مسيحيان

21%     :  مسلمانان (شيعه و اهل سنت و ...)

16%     :  مردمان بي دين و لائيك

14%     :  هندوئيسم

6%       :  بودائي

33/0 % :  سيك ها در هند (كمتر از نيم درصد)

22/0%  :  يهوديان (يك پنجم يك درصد)

و ... .

بنابراين اگر اکثريت ملاک حقانيت باشد و همين که تعداد عده اي بيشتر بود اين را ملاک درستي بدانيم پس بايدتمام اهل سنت هم مسيحي شوند زيرا به این منطق شما (اهل سنت) آيا مي شود 33% جمعيت جهان در اشتباه باشند و 21% درست بگويند ؟!!!

پس به این ترتیب با ید حق با مسحیان باشد واسلام باطل باشد، پس این روش استدلال کردن صحیح ومنطقی نیست.

هرگز اكثريت، نشانه حقانيت نمى باشد و تعداد پيروان و طرفداران يك عقيده، موجب شناخت حق و باطل نمى شود.

در صورتی که در قرآن صراحت دارد كه جمعيتهای اكثریت، از حق اعراض مي‌كنند:

أكثرهم لا يعلمون الحق فهم معرضون

(سوره انبياء/آيه24)

اكثريت مردم حق را نمي‌فهمند و از حق اعراض مي‌كنند.

پس آقايان اهل سنت طبق اين آيه، در اكثريت هستند. آيا از ما مي‌پذيريد؟

و اكثرهم للحق كارهون                                                          

(سوره مؤمنون/آيه70)

اكثر مردم، از حق كراهت دارند و بدشان مي‌آيد.

ما مي‌گوييم شيعه هستيم و در اقليتيم و اكثريت كه شما هستيد، از حق شيعه فراري هستيد؟ آيا شما اين را مي‌پذيريد؟

لقد حق القول على أكثرهم فهم لا يؤمنون

(سوره يس/آيه7)

حق براي اكثر آنها آشكار شد، ولي زير بار نمي روند.

و قليل من عبادي الشكور   

(سوره سبأ/آيه13)

خداي عالم همواره تعداد كم را تجليل كرده است.

در سوره اعراف مى فرمايد: وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ اعراف (7): 17

اكثر آنان را شاكر و سپاسگزار نخواهى يافت

كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله

(سوره بقره/آيه249)

حضرت نوح (عليه السلام) 950 سال تبليغ كرد:

و ما كان أكثرهم مؤمنين

(سوره شعراء/آيه 121)

و ما آمن معه إلا قليل

(سوره هود/ آيه40)

جز تعداد اندكي، به حضرت نوح (عليه السلام) ايمان نياوردند.

و نيز اين روايت را نيز اهل سنت آورده‌اند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم فرمودند:

عن ابن عمر قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما اختلفت أمة بعد نبيها إلا ظهر أهل باطلها على أهل حقها.

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم فرمودند: هيچ امتي بعد از پيامبر‌شان اختلاف نكردند الا اين ‌كه اهل باطل در آن مورد بر اهل حق پيروز گرديد.

المعجم الأوسط ، طبراني، ج 7، ص 370.

پس نه اكثريت ملاك حقانيت است، نه اقليت ملاك باطل.

آنچه با گفتار خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تطبيق كند، ولو يك نفر در كره زمين باشد، آن حق است و اگر كسي بخواهد با قرآن و سنت مخالف باشد و لو كل جمعيت كره زمين هم باشد، باطل است.

حضرت علي (عليه السلام) مي‌فرمايد:

إن الحق لا يعرف بالرجال، فاعرف الحق تعرف اهله.

حق، با شخصيت ها و اكثريت شناخته نمي شود. اول حق را بشناس، سپس اهل حق را شناسائي كن.

فيض القدير شرح الجامع الصغير مناوي، ج1، ص28 و 272- تفسير قرطبي، ج1، ص340

وسائل الشيعة، ج27، ص135 - أمالي شيخ مفيد، ص5

و نيز آن حضرت در نهج البلاغه مي‌فرمايند:

أيها الناس لا تستوحشوا في طريق الهدى لقلة أهله

در راه حق و هدايت به خاطر كمي اهل آن به وحشت نيافتيد!

نهج البلاغة، خطب الإمام علي عليه السلام‌، ج 2، ص 181.

امير مؤمنان، در جريان جنگ جمل در پاسخ فردى كه پرسيد:

«چطور ممكن است اين همه مخالفان تو كه اكثريت را تشكيل مى دهند بر باطل باشند؟» فرمود: «حق و باطل را با تعداد پيروان آن نمى توان شناخت. حق را بشناس، سپس اهل آن را خواهى شناخت. باطل را بشناس، آنگاه اهل آن را خواهى شناخت».

«إنّ الحقّ والباطل لا يعرفان بأقدار الرّجال. اعرف الحق تعرف أهله، اعرف الباطل تعرف أهله»

الانساب الاشراف، ص238

 

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد