مسیر

 
نظر عزیزان اهل سنت در صوم روز عاشورا و نقد و بررسی آن
امام حسین(ع) و اهل سنت

نظر عزیزان اهل سنت در صوم روز عاشورا و نقد و بررسی آن

با مراجعه به صحاح اهل سنت به مجموعه‌اي از روايات متناقض پيرامون صوم روز عاشوراء مواجه مي‌شويم كه در بسياري از موارد جمع بين آن‌ها غير ممكن مي‌باشد، لطفا دقت فرمائید:

ابن عباس رضي‏الله عنه نقل شده است كه پيامبر اكرم صلي اللّه عليه وسلم فرمودند:

صوموا يوم عاشورا و خالفوا فيه اليهود، صوموا قبله يوماً و بعده يوماً.

روز عاشورا روزه بگيريد و با يهوديان مخالفت كنيد - به اين صورت كه - يك روز قبل و يك روز بعد از آن را نيز روزه بگيريد.

صحيح مسلم، ش، 1162

شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ، مفتي كلّ و رئيس هيئت علماي بزرگ عربستان و رئيس مركز تحقيقات علمي و فتاواي عربستان با صدور بيانيه‌اي و با توجيهي كه در متن آمده مسلمانان را به روزه گرفتن در روز عاشوراء ترغيب مي‌نمايد:

الرياض وكالة الأنباء السعودية: وجّه سماحة الشيخ عبد العزيز بن عبد الله آل الشيخ مفتي عام المملكة رئيس هيئة كبار العلماء وإدارة البحوث العلمية والإفتاء، الكلمة التالية في الترغيب في صوم يوم عاشوراء: الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله، وعلى آله وأصحابه ومن اهتدى بهداه..؛ اما بعد: فقد ثبت عن النبي أنه كان يصوم يوم عاشوراء، ويرغب الناس في صيامه، لأنه يوم نجى الله فيه موسى وقومه، وأهلك فيه فرعون وقومه، فيستحب لكل مسلم ومسلمة صيام هذا اليوم شكرا لله عز وجل! وهو اليوم العاشر من المحرم.ويستحب أن يصوم قبله يوما أو بعده يوما... ونظرا إلى أن يوم الاثنين هو اليوم الأول من محرم هذا العام 1422 هـ لأن الأصل هو كمال ذي الحجة، فإن الأفضل للمؤمن في هذا العام أن يصوم يومي الثلاثاء والأربعاء التاسع والعاشر من محرم، أو يومي الأربعاء والخميس العاشر والحادي عشر من محرم. وأسال الله أن يوفقنا وجميع المسلمين لما يرضيه وأن يجعلنا جميعا من المسارعين إلى كل خير. إنه جواد كريم. وصلى الله على نبينا محمد وآله وصحبه...

مفتي عام المملكة العربية السعودية ورئيس هيئة كبار العلماء وإدارة البحوث العلمية والإفتاء عبد العزيز بن عبد الله بن محمد آل الشيخ‏

خبرگزاري عربستان سعودي در بيانيه‏اي از سوي عبد العزيز بن عبد الله بن محمد آل الشيخ اعلام كرد:

...؛ اما بعد؛ از پيامبر روايت شده كه آن حضرت، روز عاشوراء را روزه گرفته و مردم را نيز به روز گرفتن در اين روز تشويق و ترغيب مي‏نمودند؛ چرا كه عاشوراء روزي است كه خداوند، موسي و قومش را نجات بخشيد و فرعون و قومش را هلاك ساخت. از اين رو بر هر زن و مرد مسلماني مستحب است كه روز دهم از ماه محرم را به پاس شكر گزاري از خداوند روزه بدارد و بهتر است كه روز قبل و بعد آن را نيز روزه بدارد... و با توجه به اين كه امسال كه سال 1422 هـ ق است و ماه ذيحجه كامل مي‏باشد روز دوشنبه، اوّل محرم مي‌باشد، پس بهتر آن است كه امسال دو روز دهم و يازدهم محرم را روزه بدارند...

الانتصار، عاملي، ج 9، ص 302.

عَنْ عَائِشَةَ رضى الله عنها قَالَتْ: كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ تَصُومُهُ قُرَيْشٌ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَصُومُهُ، فَلَمَّا قَدِمَ الْمَدِينَةَ صَامَهُ، وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ، فَلَمَّا فُرِضَ رَمَضَانُ تَرَكَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ، فَمَنْ شَاءَ صَامَهُ، وَمَنْ شَاءَ تَرَكَهُ.

عايشه مي‌گويد: روز عاشوراء را قريش در جاهليت روزه مي‌گرفت، و رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم نيز اين روز را روزه مي‌داشت، و زماني كه حضرت به مدينه آمد هم‌چنان اين روز را روزه مي‌داشت و ديگران را نيز امر به روزه مي‌نمود، تا اين‌كه روزه ماه رمضان واجب گرديد؛ كه از آن به بعد حضرت روزه روز عاشوراء را ترك نمود و دستور داد هر كس مي‌خواهد اين روز را روزه بدارد و هر كس نمي‌خواهد روزه نگيرد.

صحيح البخاري، ج 2، ص 250، ح 2002، كتاب الصوم، ب 69. باب صِيَامِ يَوْمِ عَاشُورَاءَ.

در جایی دیگر در صحیح بخاری بیان می­کند که اصلا پیامبر نمی­دانسته که یهود چنین روزه­ای می­گیرند:

حَدَّثَنَا أَبُو مَعْمَرٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَارِثِ حَدَّثَنَا أَيُّوبُ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ - رضى الله عنهما - قَالَ قَدِمَ النَّبِىُّ - صلى الله عليه وسلم - الْمَدِينَةَ. فَرَأَى الْيَهُودَ تَصُومُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ. فَقَالَ «مَا هَذَا». قَالُوا هَذَا يَوْمٌ صَالِحٌ. هَذَا يَوْمٌ نَجَّى اللَّهُ بَنِى إِسْرَائِيلَ مِنْ عَدُوِّهِمْ. فَصَامَهُ مُوسَى. قَالَ «فَأَنَا أَحَقُّ بِمُوسَى مِنْكُمْ». فَصَامَهُ وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ.

نبي اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به مدينه آمد و يهود را ديد كه روز عاشوراء را روزه گرفته‌اند، فرمود: اين كار براي چيست؟ گفتند: اين روزي فرخنده‌اي‌ است كه در آن بني إسرائيل را خداوند از دست دشمنانش نجات بخشيده است؛ لذا موسي و پيروانش اين روز را روزه مي‌دارند. حضرت فرمود: من براي تبعيت از موسي أحق و سزوارتر هستم از اين رو حضرت اين روز را روزه گرفت و نيز امر فرمود تا اين روز را روزه بگيرند.

صحيح بخاري، ج 2، ص 251، شماره حديث 2004.

تناقض آشکار در بیان این دو روایت در صحیح بخاری

روايت اول مي‌گويد: رسول خدا صلي الله عليه وآله و قريش از زمان جاهليت اين روز را روزه مي‌گرفتند و بعد از اسلام نيز تا سيزده سال كه در مكه بودند روزه گرفتن در اين روز هم‌چنان به قوّه خود باقي بود و بعد از هجرت به مدينه روزه ماه رمضان تشريع شد و از آن به بعد بود كه روزه روز عاشورا به اختيار خود واگذار شد تا هر كس مي‌خواهد روزه بدارد و هر كس نمي‌خواهد روزه نگيرد.

اما روايت دوم مي‌گويد: رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم زماني كه به مدينه هجرت نمود نه تنها اين روز را روزه نمي‌گرفت چون؛ حتي از روزه اين روز خبر هم نداشت و وقتي يهود را مشاهده نمود كه اين روز را روزه مي‌گيرند با تعجب از علت اين كار سؤال نمود و پاسخ شنيد كه يهود به خاطر خرسندي از نجات حضرت موسي، اين روز را روزه مي‌گيرند؛ از اين جهت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم فرمود: اگر اين چنين است من به علت نجات خود از دست كفار مكه خود را سزوارتر از موسي براي روزه گرفتن اين روز مي‌دانم. و از آن به بعد بود كه حضرت نه تنها اين روز را خود روزه مي‌گرفتند،؛ بلكه ديگران را نيز امر به روزه گرفتن مي‌نمودند.

به روايتي ديگر كه بخاري در صحيح خود آورده و با روايات فوق تناقض دارد توجه كنيد:

عَنِ ابْنِ عُمَرَ رضى الله عنهما قَالَ: صَامَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم عَاشُورَاءَ، وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ، فَلَمَّا فُرِضَ رَمَضَانُ تُرِكَ. وَكَانَ عَبْدُ اللَّهِ لاَ يَصُومُهُ، إِلاَّ أَنْ يُوَافِقَ صَوْمَهُ.

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم روز عاشوراء را روزه مي‌گرفت و ديگران را نيز امر به روزه اين روز مي‌نمودند تا اين كه ماه رمضان واجب گرديد از آن به بعد ديگر روزه اين روز ترك گرديد و عبد الله بن عمر نيز اين روز را روزه نمي‌گرفت مگر زماني كه عاشورا به روزي مي‌افتاد كه عادتاً آن روز را روزه مي گرفت (مثلا روز جمعه).

صحيح البخاري، ج 2، ص 226، ح 1892،كتاب الصوم، باب وُجُوبِ صَوْمِ رَمَضَانَ.

پس اين روايت موافق با روايت دوم در روزه روز عاشوراء قبل از وجوب ماه رمضان و مخالف با آن در اجباري و يا اختياري بودن روزه عاشوراء است.

مشكل ديگر اين روايات مطلبي است كه طبق روايت هيثمي در مجمع الزوائد به وجود مي‌آيد:

هيثمي در مجمع الزوائد از ابو سعيد خدري روايت مي‌كند:

ان رسول الله صلى الله عليه وسلم أمر بصوم عاشوراء وكان لا يصومه.

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به روزه عاشوراء امر مي‌فرمود و حال آن‌كه خود اين روز را روزه نمي‌گرفت.

مجمع الزوائد، هيثمي، ج 3، ص 186.

يعني: به گفته اين روايت هيثمي، اشكال بيّن و آشكار در روايت صوم روز عاشوراء اين است كه چگونه ممكن است رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به كاري نيك امر كند در حالي كه خود اهل انجام آن نباشد؟!

در روايتي ديگر كه در صحيح بخاري‌ آمده و كاملاً در تضاد با روايات فوق است رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم را در اموري كه دستور از خداوند نداشته است تابع و مطيع آيين يهود و يا غيره دانسته است!!!

بخاري در صحيح خود از ابن عباس اين‌گونه آورده است:

وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُحِبُّ مُوَافَقَةَ أَهْلِ الْكِتَابِ فِيمَا لَمْ يُؤْمَرْ فِيهِ بِشَىْ‏ءٍ....

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم دوست مي‌داشت تا در اموري كه از سوي خداوند امري برايش صادر نشده از اهل كتاب (يهود و نصارا) تبعيت كند...

صحيح البخاري، ج 4، ص 269، ح 3558، كتاب المناقب، ب 23، باب صِفَه النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم‏

و نيز ابن حجر عسقلاني عالم بزرگ اهل سنت مي‌گويد:

و قد كان (ص) يحبّ موافقة أهل الكتاب فيما لم يؤمر فيه بشي‏ء و لا سيّما إذا كان فيما يخالف فيه أهل الأوثان.

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در آن مواردي كه امري برايش وجود نداشت موافقت با أهل كتاب را دوست مي‌داشت. مخصوصاً اگر در آن كار مخالفت با بت پرستان وجود مي‌داشت.

فتح الباري، ابن حجر، ج 4، ص 213.

زين الدين بن رجب بن عبد الرحمن حنبلي كه متوفاي سال 795 هـ ق است، در كتاب خود بعد از آن كه روزه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم را به چهار حالت تقسيم مي‌كند مي‌گويد:

الحالة الثانية انّ النبي (ص) لمّا قدم المدينة و رأى صيام أهل الكتاب له وتعظيمهم له وكان يحبّ موافقتهم! فيما لم يؤمر به صامه، وأمر النّاس بصيامه، وأكّد الأمر بصيامه و الحثّ عليه حتى كانوا يصوِّمونه أطفالهم.

حالت دوم اين است كه نبي اكرم صلّي الله عليه و آله وسلّم وقتي كه به مدينه هجرت نمود و روزه أهل كتاب و بزرگداشت آن‌ها بر اين روز را مشاهده نمود و نيز دوست مي‌داشت كه با آن‌ها در اين كار موافقت كند! از اين رو كاري را كه در آن از سوي خداوند امر نداشت را انجام ‌داد و آن روز (عاشوراء) را روزه ‌گرفت و نيز مردم را نيز به روزه گرفتن آن روز امر فرمود. و تا حدي بر اين كار اصرار و پافشاري ‌ورزيد كه دستور داد كه كودكان و اطفال را نيز به روزه گرفتن اين روز وادار كنند.

لطائف المعارف، ص 102.

جاي بس شگفتي است كه گفته شود رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم به خاطر تبعيت از يهود روزه روز عاشوراء را امر نموده است!! و تازه در این امر هم پافشاری نیز نموده است!!!

بعضي از علماي شيعه و سني بر اين عقيده هستند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم؛ حتي قبل از بعثت نيز در عبادات خود تابع اديان ديگر نبوده و از آيين يهود و نصارا تبعيت نمي‌كرده است در اين خصوص به مطالب زير توجه نماييد:

فخر رازي از علماي بزرگ اهل سنت مي‌گويد:

... الاحتمال الثاني وهو حقيقة المسألة فيدل على بطلانه وجوه:

الأول: لو كان متعبدا بشرع أحد لوجب أن يرجع في أحكام الحوادث إلى شرعه وأن لا يتوقف إلى نزول الوحي لكنه لم يفعل ذلك لوجهين:

الأول: أنه لو فعل لأشتهر. والثاني: أن عمر رضي الله عنه طالع ورقة من التوراة فغضب رسول الله عليه الصلاة والسلام وقال لو كان موسى حيا لما وسعه إلا اتباعي ولما لم يكن كذلك علمنا أنه لم يكن متعبدا بشرع أحد الحجة الثانية: أنه عليه السلام لو كان متعبدا بشرع من قبله لوجب على علماء الأعصار أن يرجعوا في الوقائع إلى شرع من قبله ضرورة أن التأسي به واجب وحيث لم يفعلوا ذلك البتة علمنا بطلان ذلك.

الحجة الثالثة: أنه عليه الصلاة والسلام صوب معاذا في حكمه باجتهاد نفسه إذا عدم حكم الحادثة في الكتاب والسنة ولو كان متعبدا بحكم التوراة كما تعبد بحكم الكتاب لم يكن له العمل باجتهاد نفسه حتى ينظر في التوراة والإنجيل.

... و اما در رابطه با احتمال دوّم كه حقيقت مساله هم همين است وجوهي براي بطلان آن وجود دارد:

اوّل: اگر آن حضرت قبل از بعثت به شريعت كسي (حضرت موسي و يا حضرت عيسي) متعبّد مي‌بود لازم بود در حوادث و اتفاقاتي كه بعد از بعثت برايش پيش مي‌آمد به احكام شريعت قبل خود مراجعه نمايد و منتظر نزول وحي نماند؛ اما آن حضرت اين كار را نمي‌كرد به دو دليل:

اوّل: چون اگر چنين كرده بود حتماً مشهور مي‌گشت.

دوّم: عمر برگي از تورات را مطالعه كرد و به همين دليل رسول خدا صلي الله عليه [و آله] و سلّم غضبناك شد و فرمود: اگر موسي زنده مي‌بود چاره‌اي جز تبعيّت از من نمي‌‌داشت و زماني كه ما اين مورد را مي‌بينيم به يقين مي‌فهميم كه آن حضرت به شرايع قبل متعبّد نبوده است.

دليل دوّم: اگر آن حضرت متعبّد به شرايع ديگر مي‌بود لازم بود بر علماي اعصار كه در وقايع و حوادث به شريعت قبل خود مراجعه كنند چرا كه تاسّي و مراجعه بر آنان واجب است و زماني كه مي‌بينيم چنين مراجعه‌اي صورت نگرفته به بطلان اين نظر يقين پيدا مي‌كنيم.

دليل سوّم: آن حضرت « معاذ» را در حكمي كه در كتاب و سنّت نيافته بود و از پيش خود اجتهاد كرده بود تاييد نمود و اگر بنا مي‌بود كه آن حضرت به حكم تورات متعبّد مي‌بود نمي‌توانست بدون مراجعه به تورات و انجيل اجتهاد به نفس كند.

المحصول. فخر رازي ( 606 هـ ). ج 3. ص 263

و يا ابوالحسين بصري مي‌گويد:

... أن نبينا (ص) لم يكن متعبدا قبل النبوة ولا بعدها بشريعة من تقدم لا هو ولا أمته...

... پيامبر ما و امّت او هيچ يك از شرايع و اديان ديگر را عبادت نكرده است...

المعتمد، ابو الحسين بصري، ص 336.

ابن عابدين در حاشيه رد المحتار مي‌گويد:

هل كان قبل البعثة متعبدا بشرع أحد؟ أن المختار عندنا عدمه وهو قول الجمهور

در رابطه با عبادت پيامبر عليه الصلاه و السلام به شريعتي ديگر قبل از اسلام... در ابتداي كتاب صلاه گفته شد كه نظر مختار ما عدم عبادت آن حضرت طبق شريعت ديگر است و نظر جمهور علماء هم همين است.

حاشية رد المحتار. ابن عابدين. ج 1. ص 97.

در عوض روايات متعددي در منابع اهل سنّت حكايت از آن دارد كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم ديگران را از تبعيت يهود منع مي‌نمود.

از رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم روايت نموده‌اند:

ليس منا من تشبه بغيرنا لا تشبهوا باليهود ولا بالنصارى.

از ما نيست كسي كه به غير ما از يهود و نصارا تشبّه نمايد.

سنن ترمذي، ج 4، ص 159

لا تشبهوا باليهود و النصاري.

با يهود و نصارا مشابهت نداشته باشيد.

فتح الباري، ابن حجر، ج 11، ص 12.

قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم صلوا في نعالكم وخالفوا اليهود.

با كفش‏هايتان نماز بخوانيد تا با يهود مخالفت ورزيده باشيد.

المعجم الكبير، ج 7، ص 290، ح 7165 - البدايه والنهايه، ابن كثير، ج 2، ص 172 ـ المستدرك على الصحيحين، ج 1، ص 260.

حال با توجه به اين دسته از روايات كه در منابع اهل سنت ذكر شد چگونه مي‌توان پيامبر را در صوم روز عاشورا تابع يهود دانست.

جالب اینجاست ، یک تناقض عجیبی در دلیل روزه گرفتن پیامبر(ص) در یکی از کتب بزرگان اهل سنت نقل شده است ، روایتی که دقيقا مخالف با رواياتي كه پيامبر را در روزه گرفتن روز عاشوراء تابع يهود مي‌دانست وارد شده و بر اين مضمون دلالت دارد كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم به خاطر مخالفت با يهود اين روز را روزه مي‌گرفتند كه در اين صورت تناقضات در روايات روزه عاشوراء شديد‌تر مي‌شود:

عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم: صوموا عاشوراء وخالفوا فيه اليهود.

عاشوراء را روزه بگيريد و با يهود در اين كار مخالفت كنيد.

مجمع الزوائد، هيثمي، ج 3، ص 188ـ السنن الكبرى، ج 4، ص 475.

نکته بسیار مهم عدم مطابقت روز عاشورا با روزه يهود است، دقت بفرمایید:

با مراجعه به تاريخ و اقوال محققان به دست مي‌آيد كه مدار تغيير سال نزد يهود سال قمري نبوده تا بخواهد در بين آنان اين‌گونه سنت شده باشد كه همه ساله روزي كه مطابق با روز عاشوراء مي‌شود روزه بگيرند تا پبامبر اكرم بخواهد در مخالفت و يا متابعت با يهود (بر اساس اختلاف رواياتي كه در بالا ذكر شد) روزه عاشورا را مورد امر و يا نهي قرار دهد.

زيرا روزه يهود در روز دهم از ماه تشرين الاول كه مطابق با آبان‌ماه شمسي و اكتبر ميلادي است بوده، كه آن را روز كيپور «kipur » يعني: روز «كافر» و يا «كفّاره» ناميده‌اند، و آن روزي است كه إسرائيليون با لوح دوم از دين خود آشنا شدند.

پس با توجه به مطلب فوق اين كه گفته شود: سنت يهود اين بوده است‌كه همه ساله در روز عاشوراء از ماه محرم روزه مي‌داشته است غير قابل توجيه است. اضافه بر آن، روز ورود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به مدينه در هجرت از مكه روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول بوده است و نه در ماه محرم (تاريخ طبري، ج 2، ص 3 - الكامل في التاريخ، ج 2، ص 518 - فتح الباري، ج 4، ص 289) حال با اين تفاصيل چگونه ممكن است روز ورود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم با روز سنّت يهود در روزه گرفتن هم‌زمان شده باشد و مردم را به خاطر نجات خود از كفار مكه امر به روزه اين روز نموده باشد؟!

بنا بر اين سال يهود بر اساس سال شمسي است، يعني: تقريباً هر 36 سال يك بار روز عاشورا با روزي كه مورد نظر يهود براي روزه گرفتن است مقارن مي‌گردد. پس روزه گرفتن در روزي به نام عاشوراء و در ماهي به نام محرم كه بر اساس آن همه سال بخواهند در سال‌روز نجات موسي از چنگال فرعون آن روز را روزه بگيرند و تبديل به سنت يهود شود از امور غريب است.

اشكال اساسي ديگر به روايات روزه عاشورا تفاوت موقعيت زماني روزه يهود با روزه مسلمانان متفاوت است كه به جاي صبح تا غروب، از غروب آفتاب تا غروب آفتاب روز ديگر است؛ همان‌گونه كه دكتر جواد علي آورده است:

و يقصدون بصوم اليهود يوم عاشوراء ما يقال له: «يوم الكفّارة» و هو يوم صوم و انقطاع و يقع قبل عيد المظال بخمسة أيّام أي في يوم عشرة تشري و هو يوم الكبور «kipur»، و يكون الصوم فيه من غروب الشمس إلى غروبها في اليوم التالي، و له حرمة كحرمة السبت، و فيه يدخل الكاهن الأعظم قدس الأقداس لأداء الفروض الدينيّة المفروضة في ذلك اليوم.

و مقصود از روزه يهود در روز عاشوراء آن‌ روزي است كه به آن: «روز كفّاره» گفته مي‌شود و آن روزي است كه در آن روزه گرفته و به عنوان روز انقطاع از آن ياد كرده و پنج روز قبل از عيد مظال در ده روز اول ماه تشرين مي‌باشد كه به آن روز «kipur»، (كيپور) گفته مي‌شود و روزه در آن از غروب خورشيد امروز تا غروب روز بعد است، و براي آن حرمتي هم‌چون حرمت روز شنبه قائلند، و در اين روز، كاهن أعظم براي أداء فرائض ديني وارد قدس الأقداس مي‌شود.

المفصّل في تاريخ العرب، ج6، ص 339 چاپ دارالملايين - كتاب المقدس، ج 2، ص 2660.

به اين قسمت از متن فوق توجه نماييد:

... يوم الكبور «kipur»، و يكون الصوم فيه من غروب الشمس إلى غروبها في اليوم التالي...

... روز «kipur»، (كيپور) گفته مي‌شود و روزه در آن از غروب خورشيد امروز تا غروب روز بعد است...

تمام بزرگان اهل سنت و شيعه اتفاق نظر دارند بر اينكه هجرت پيغمبر اكرم (ص) از مكه به مدينه در ربيع الاول صورت گرفته است و آنهم در روز هجدهم ربيع الاول بود كه پيغمبر اكرم وارد مدينه منوره شد، يعني هجرت پيغمبر اكرم در هجدهم ربيع الاول صورت گرفته است.

تاريخ طبري، ج2، ص2، ‌كامل اين اثير، ج2، ص517، فتح الباري ابن حجر، ج4، ص289، و مصادر شيعه هم: بحار الانوار،ج19، ص.04

پس پيغمبر اكرم (ص) ورودشان به مدينه ربيع الاول بوده. فاصله ربيع الاول تا محرم 9 ماه است،پس مطابق بودن ورود حضرت به مدینه با روزه گیری یهودیان در روز عاشورا دروغ محض خواهد بود.

اضافه بر اين مسئله ماه در نزد يهوديان، شمسي است و ارتباطي با قمر ندارد و آنها برای ماه هاي قمري ارزش قائل نيستند و بر مبناي سال هاي شمسي برنامه دارند و احتمالا روز دهم از ماه شمسی که مخصوص به خودشان است روزه گرفته اند و آن روز، که مطابق شده بود با ورود پیامبر(ص) مسلما روز عاشورا و ماه محرم نبوده است.

جالب اینجاست که بدانید در كتاب دائرة المعارف جناب بستاني، ج11، ص446 آمده است كه يهودي ها روز دهم را روز عاشور مي دانستند، روز دهم اولين ماه سال آنها است كه عبارت است از تشرين اول، كه طبق سال هاي رومي، تشرين اول با اكتبر و آبان تطبيق مي كند. و آنها روز دهم تشرين را روزه مي گرفتند كه اصلا ارتباطي با روز عاشوراء محرم الحرام ندارد.

هچنین شبیه این سخن توسط جناب دكتر جواد علي ارائه شده است كه يهودي ها روز دهم اول سالشان را روزه مي گيرند به عنوان روز كفاره و روزي كه اينها روزه مي گيرند تا از گناهان گذشته شان بري بشوند. اين مطلبي است كه در كتاب المفصل في تاريخ العرب، ج6، ص339 آمده است.

یک نکته جالب دیگر:

سقّاف كه از خبرگان اين فن است مي‌گويد:

في واقعنا الحاضر لانجد أيّ يهوديّ يصوم في العاشر من محرّم أو يعدّه عيداً، و لم يوجد في السجلاّت التاريخيّة ما يشير إلى انّهم صاموا في العاشر من محرّم أو عدوّه عيداً، بل اليهود يصومون يوم العاشر من شهر تشرين و هو الشهر الأوّل من سنتهم في تقويمهم و تاريخهم إلاّ انّهم لا يسمّونه يوم عاشوراء، بل يوم أو عيد كيپور.

در زمان ما هيچ شخص يهودي يافت نمي‌شود كه روز دهم محرم را كه عيد آنان محسوب شود روزه بگيرد، و در مطالب ثبت شده تاريخي نيز چيزي كه دلالت بر اين موضوع نمايد يافت نشد، چون يهود روز دهم از ماه تشرين كه أوّلين ماه از سال آن‌هاست را روزه مي‌گيرند كه اين را روز عاشوراء نمي‌نامند، چون روز و يا عيد كيپور مي‌نامند.

مجلّه الهادي در 7 جلد، ج 2، ص 37.

نتيجه اینکه:

با توجه به روايات متعددي كه از منابع شيعه و سني در نقد روزه روز عاشوراء بيان شد، هر‌گونه اعتماد به صدور اين روايت از ناحيه رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم را سلب نموده و اين احتمال را تقويت مي‌كند كه اين روايات از ساخته‌ها و جعليات خاندان بني اميه است كه خود پديد آورنده واقعه كربلاء بودند و به اين نحو خواسته‌اند با كم‌رنگ نمودن اهميت روز عاشوراء در جامعه اسلامي اذهان را به امور ديگر متوجه سازند تا شايد به اين شكل هم شده ذره‌اي از لكه ننگي كه تا ابد براي خود ايجاد نموده‌اند را كم كنند.

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد