مسیر

توسل استدلال بر عدم حرمت توسل وهابی ها می گویند،توسل در زمانی که پیامبر(ص)در قید حیات است جایز،ولی بعد از رحلت ایشان شرک است،چون ایشان مرده است وصدای ما را نمی شنود.آیا این صحیح است؟
 
وهابی ها می گویند،توسل در زمانی که پیامبر(ص)در قید حیات است جایز،ولی بعد از رحلت ایشان شرک است،چون ایشان مرده است وصدای ما را نمی شنود.آیا این صحیح است؟ چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 
توسل - استدلال بر عدم حرمت توسل

وهابی ها می گویند،توسل در زمانی که پیامبر(ص)در قید حیات است جایز،ولی بعد از رحلت ایشان شرک است،چون ایشان مرده است وصدای ما را نمی شنود.آیا این صحیح است؟

وهابیت به آیات زیر استناد می کند:

آيۀ 52 سوره روم :

فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ .

و در حقيقت تو مردگان را شنوا نمى‏گردانى و اين دعوت را به كران آنگاه كه به ادبار پشت مى‏گردانند نمى‏توانى بشنوانى

ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب به این آیه تكيه دارند .

يا :

وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ . فاطر / 22 .

كساني كه در قبرها خوابيده‌اند ، صداي تو را نمي‌شنوند .

پاسخ:

اين آيه مي‌خواهد بگوید، كفار قلب‌شان مرده است و سخنان پيامبر را گوش نمي‌دهند و حرف پيامبر به گوش آن‌ها نمي‌رود ، خداي عالم اين‌ها را تشبيه كرده به مردگان در قبرستان‌ها ؛ يعني‌ آن‌هايي كه در حال كفر از دنيا رفته‌اند ، صداي پيامبر در آن‌ها هيچ اثري نمي‌گذارد . این آیات هیچ ربطی به توسل ندارد. در خود همين آیه تصريح مي‌كند كه قضيه هيچ ربطي به مرده و زنده ندارد ؛ چون بلا فاصله مي‌گويد :

إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ .

زماني كه اين‌ها پشت‌ شان را به شما مي‌كنند و رد مي‌شوند . اين آيه چه ربطي به مرده دارد ؟ مگر مرده پشتش را به آدم مي‌كند و رد مي‌شود ؟

بخصوص که آیه بعدش موضوع را تکمیل می کند:

وَمَا أَنْتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآَيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ

تو نمي‌تواني كوران را هدايت كني و از گمراهي شان برگرداني ، مگر كساني را كه در مقابل حق تسليم باشند .

از طرفی مگر پيامبر كنار قبرستان رفته بود و مردگان را موعظه مي‌كرد ؟ به مرده‌ها مي‌گفت كه توحيد چينين است و چنان است ؟!!

كاملاً مشخص است كه خداي عالم از يك سري مرده دل‌هاي كه در كنار پيامبر هستند سخن مي‌گويد . از كفار قريش سخن مي‌گويد . خداي عالم مي‌گويد :‌ اين مرده دلاني كه به ظاهر زنده‌اند ؛ ولي در حقيقت با مردگان در قبرستان هيچ تفاوتي ندارند ، شما(ای پیامبر) نمي‌توانيد به اين مرده دل‌ها سخنت را بشنواني . خدا كفار قريش را تشبيه كرده است به مردگان در داخل قبرها .

لذا جناب ابن عابدين كه از فقهاي بنام حنفي است و به ويژه علما و اهل سنت ايران هم اكثراً حنفي  مذهب هستند و نسبت به ابن عابدين ارادت ويژه‌اي دارند‌، ايشان در حاشيه رد المختار ، ج4 ،‌ ص 148 همين تعبير را دارد كه مي گويد ‌‌:

خداي عالم در اين آيات آمده كفاري را كه سخن پيامبر در آن‌ها اثر نمي‌گذارد ، تشبيه كرده به مرده‌هايي كه از موعظه پيامبر هيچ بهره‌اي ندارد ؛ چون اگر بنا بود كه بهره‌اي ببرند بايد در زمان حياتشان بهره مي‌بردند .

همين تعبير را ابن حجر عسقلاني در فتح الباري ، ج3 ، ص 185 دارد .

از طرفی وهابی ها مي گويند كه توسل به پيامبران وقتی زنده اند جايز است ، پس اين ها اعتراف كرده‌اند بر اين كه خواندن پيامبر در حال حيات از مصاديق « تدعون من دون الله » نيست .

به عبارت دیگر :« انا نتوسل اليك بنبينا » از مصاديق « تدعون من دون الله » نيست و « تدعون الي الله » است .

اين آقايان با توجه به آيات و روايات، توسل را در زمان پيامبر مشروع دانسته اند . و يك اعتراف كرده‌اند بر اين كه توسل مطلقا حرام نيست .

ما سؤال مي‌كنيم كه :

توسل به پيامبر در حال حيات كه امر مشروع بود ، نه تنها با توحيد منافاتي نداشت ؛ بلكه عين توحيد بود ، به چه دليلي اين مشروع و توحيدي بعد از وفات پيامبر به عمل شرك تبديل شد ؟!!

اگر مي‌گوييد بر اين كه پيامبران صداي ما را  نمي‌شنوند و قدرت بر قضاي حوائج ما را ندارند ،  خوب اين مي‌شود يك امر عبث ولی شرك نمي شود . شما عقيده‌تان اين است ؛ ولي ما عقيده‌مان طبق آيات متعدد كه نسبت به شهداء مي‌گويد :

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ .

ما(شیعه) عقيده مان بر اين است ، علماي اهل سنت هم عقيده‌شان بر اين است كه پيامبران زنده‌ هستند و مرگ براي آن‌ها معنا ندارد .

چطور مي‌شود   شهدائي كه به امر پيامبر به شهادت رسيده‌اند ، زنده باشند ؛ ولي كسي كه پيامبر شهداء است ،‌ او مرده باشد. پس ایشان به نص صریح قرآن زنده اند.

از این بالاتر ، آقايان اهل سنت اجماع دارند مبني بر اين كه پيامبران نمي‌ميرند و خداوند عالم بدن پيامبران را بر خاك زمين حرام كرده است . پيامبران زنده‌ هستند و زنده بودن اين‌ها از زنده بودن شهداء به مراتب قوي تر است .

بعد در ذيل آيه جواب اين آقايان را مي‌گويد :

فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

اين شهداء در برابر نعمت‌هاي خداوند خوشحال‌اند و بشارت مي‌دهند به زنده‌هاي كه هنوز به آن‌ها ملحق نشده‌اند .

پس معلوم مي شود كه فقط احياء عند الله نيستند ، احياء عند الناس نيز هستند .

یا  ما در سوۀ غافر آيۀ 45 و 46 داريم حتي آل فرعون مرده نيستند و زنده‌اند و در عالم برزخ عذاب مي‌كشند .

النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آَلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ .

اين غدو و عشي ؛ يعني صبحگاهان و شامگاهان مربوط به اين دنيا است و گر نه در قيامت صبح و شبي تصور نمي‌شود .

از طرفی ،مگر خداوند در آیه 110 سوره بقره همه عوالم را محضرخود نمی داند:

فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ .البقره / 110 .

به هر سو كه بنگريد ، همه جاي عين حضور خداوند است .

پس تمام عالم محضر خداوند است ؛ چه عالم دنيا ، چه عالم غیب ،چه عالم برزخ ، چه عالم موت و چه قيامت .

جسم انسان وروح انسان هر جا که باشد در یک محضر قرار گرفته وآن هم محضر خداوند قادر متعال است.

پس اینگونه سخن گفتن که چون انسان می میرد ، روحش به عالم دیگرمی رود ودیگر صدای ما را نمی شنود ،سخن بیهوده ای است ،در همه عوالم ،همه صدای هم را می شنوند واگر حجاب های مانع زندگان دنیا باعث شده صدای عوالم دیگر شنیده نشود ، ربطی به در خواست کردن ما از اشخاصی که در عوالم دیگر هستند ندارد.

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد