مسیر

بررسی دین مسیحیت آیا حضرت عیسی(ع) خداست؟ می گویند مسیح(ع) علم بی نهایت داشت و این صفت مخصوص خداست،آیا این صحیح است؟
 
می گویند مسیح(ع) علم بی نهایت داشت و این صفت مخصوص خداست،آیا این صحیح است؟
امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 

می گویند مسیح(ع) علم بی نهایت داشت و این صفت مخصوص خداست،آیا این صحیح است؟

یکی از استدلالهایی که مسیحیان بر خداوندی مسیح می آوردنداین است که او علم بی نهایت دارد و به همه چیز آگاه است و این صفتی است که مخصوص خداست . هيچ آفريده‌اي، هر اندازه هم به درجات والاي كمال رسيده باشد، نمي‌تواند چنين علم مطلقي را داشته باشد. عهد جديد مسيح را براي ما به گونه‌اي به تصوير مي‌كشد كه علم مطلق دارد. يعني به همه چيز داناست از گذشته و حال آن گرفته تا آينده.

در انجيل يوحنا از قول یکی از شاگردان مسیح نقل میکند  كه مسيح:

«همه چيز را مي‌دانست». (يوحنا2: 24-25)

شاگردان مسيح نيز به اين ويژگي او گواهي داده‌اند، آنجا كه مي‌گويند:

الآن دانستيم كه همه چيز را مي‏داني (يوحنا16/30)

همچنين مسيح از قبل مي‌دانست كه چه كسي در آينده به او خيانت خواهدكرد. (يوحنا6: 46)

دانشمندان مسيحي استدلال مي کنند که مسيح نيز مانند خداوند به همه چيز آگاه است. بنا براين او نيز صفات خداوندي را داراست ، لذا سرشت الهي دارد .

پاسخ:

اولا : آياتي كه مسيحيان به آن براي علم مطلق مسيح استدلال كردند آياتي نيست كه خود مسيح در باره خود گفته باشد بلكه آياتي است كه ديگران در باره مسيح گفتند ولي خود مسيح به صراحت و بدون هيچ ترديدي در انجيل در باره خود اذعان ميكند كه نميداند ؛

از جمله :

در انجيل مرقس به نقل از مسيح آمده است:

ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطّلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم (مرقس 13/33)

گر چه مسیحیان  پاسخ می دهند علم مطلق مسیح مربوط به شخصیت الوهی مسیح است مسیح در این موارد که حاکی از بی اطلاعی اوست به عنوان یک انسان صحبت می کرده و شخصیت انسانی او بوده که بی اطلاع بوده است . ولی باید دقت کرد که حضرت مسیح در حالتی که خود را پسر خوانده و با وصف پسر بودن اظهار بی اطلاعی کرده است.

همين سخن در انجيل متي (متي 24/36) نيز آمده است .  اگر مسيح پروردگاري مي بود که از غيب آگاه مي بود ، علم به روز قيامت و رستاخيز و یا روز موعود بازگشت خود را از خود نفي نمي کرد .

یا به این آیه دقت فرمائید:

متي21/ 18-19:

بامدادان چون به شهر مراجعت مي‌كرد گرسنه شد، و در كناره راه يك درخت انجير ديد، نزد آن آمد و جز برگ آن، هيچ نيافت، پس آن را گفت:

"از اين به بعد ميوه تا ابد بر تو نشود!" كه در ساعت درخت انجير خشكيد.

از اين قضيه روشن مي‌شود كه حضرت عيسي هنگامي كه درخت را ديد، نمي‌دانست كه آن درخت بدون ميوه است بلكه فكر مي‌كرد ميوه‌دار است و مي‌خواست گرسنگي‌اش را برطرف كند، اما هنگامي كه نزديك آن آمد، ديد ميوه ندارد آنگاه ناراحت شد و لعنش كرد.

یا در آیه زیر که اعلام می دارد ؛مسیح از خود هیچ نمیتواند بلکه به آنچه شنیده است میگوید:

يوحنّا5/ 30:

« من از خود هيچ نمي‌توانم كرد بلکه به آنچه شنیده ام داوری خواهم کرد و داوری من عادل است زیرا من طالب اراده خود نیستم بلکه اراده پدریکه من را فرستاده  است»

آیا این صحیح است که بگوییم خدایی هست که از نزد خود هیچ اختیاری ندارد و به آنچه شنیده است سخن میگوید ؟!

این تفاوت میان دانش خدا و دانش مسیح ، در هنگامی که عیسی به آسمان رستاخیز یافت تا با خدا باشد نیز وجود داشت. به نخستین واژه های آخرین کتاب از کتاب مقدس توجه فرمائید:

مکاشفه 1: 1

مكاشفة ای از عیسی مسیح كه خدا به او داد تا اموری را كه می‌باید زود واقع شود بر غلامان خود ظاهر سازد و بوسیلة فرشتة خود فرستاده آنرا ظاهر نمود بر غلام خود یوحنّا. (مکاشفه 1: 1)

اگر عیسی(ع) بخشی از ذات الهی می بود آیا می بایست مکاشفه ای از جانب بخش دیگر ذات الهی ، یعنی از جانب خدا به او داده میشد؟ بطور حتم او می بایست همه چیز را درباره آن میدانست زیرا خدا از آن آگاه بود. اما عیسی نمیدانست ، پس عیسی(ع) خدا نیست.

ثانیا : در انجيل بار ها آمده است كه مسيح نياز به آموزش داشت و از پدر چيز هاي زيادي مي آموخت در انجيل يوحنا به نقل از مسيح آمده است :

زیرا که پدرپسر را دوست می دارد و هر آنچه خود می کند بدو می نماید و اعمال بزرگتر از این بدو نشان خواهد داد تا شما تعجب نمایید (يوحنا 5/20) .

بر اساس اين آيه مسيح به برخي از کارها علم ندارد و خداوند آن کارها را به او مي آموزاند.

و مسيح اذعان ميكرد كه از نزد خود هيچ ندارد بلكه هر چه دارد از آن چيزي است كه شنيده و به وي آموختند :

« من از خود هيچ نمي‌توانم كرد بلکه به آنچه شنیده ام داوری خواهم کرد و داوری من عادل است زیرا من طالب اراده خود نیستم بلکه اراده پدریکه من را فرستاده  است» (يوحنّا5: 30)

آیا این صحیح است که بگوییم خدایی هست که از نزد خود هیچ اختیاری ندارد و به آنچه شنیده است سخن میگوید .

و در یوحنا7/16 ؛مسيح(ع) فرمود :

تعلیم من از من نیست بلکه از فرستندة من. (یوحنا 7: 16)  آیا فرستنده برتر از فرستاده نیست؟

اگر عیسی(ع) خدا است پس چرا از خدایی دیگر تعلیم می بیند ؟!!

ثالثا : بسياري از انبيا در کتب عهد قديم نيز مانند مسيح به غيب آگاه بودند ولي نشنيديم که کسي قائل به خدا بودن آنها شود يا بگويد که انها سرشتي الهي دارند . انبياي زيادي مانند يعقوب، موسي، سموئيل، ايليا و اليشع از نمونه هاي آنند،اگر دانستن آنها که همه به اذن الله است ،دلیل بر خدا شدن است پس چرا شما آنها را خدا یا فرزند خدا یا همتراز خدا نمی دانید و مانند مسیح(ع) مورد تقدیس قرار نمی دهید؟!!

رابعا : معرفت خداوند نسبت به اشياء کامل و ابدي است . خداوند تمام آنچه را که قابل شناخت باشد ، مي داند . شناخت فراگير خداوند نسبت به شناختي که ما آن را کسب مي نماييم ، متفاوت است . ما با آموزش ياد مي گيريم اما خداوند نيازي به آموزش براي دانستن ندارد . همچنين علم کلي خداوند نتيجه تفکر منطقي  يا استنتاج يا به کارگيري حواس يا تصور يا استقراء يا استدلال نيست . شناخت او مستقيم ، دقيق و روشن و آشکار است که با حقايق امور همسان است . هيچ ماده قابل شناختي نيست که خداوند آن را نداند .

با وجود اینها چه ادعای عجیبی است که می گویند حضرت مسیح علم بی نهایت دارد؟!!

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد