مسیر

بررسی دین مسیحیت آیا حضرت عیسی(ع) خداست؟ عزیزان مسیحی می گویند چون مسیح (ع) شریعت را از بین برد و فقط خدا می تواند اینکار را بکند ،پس او خداست. آیا این صحیح است؟
 
عزیزان مسیحی می گویند چون مسیح (ع) شریعت را از بین برد و فقط خدا می تواند اینکار را بکند ،پس او خداست. آیا این صحیح است؟
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

عزیزان مسیحی می گویند چون مسیح (ع) شریعت را از بین برد و فقط خدا می تواند اینکار را بکند ،پس او خداست. آیا این صحیح است؟

شبهه:

مسیح آمد شریعت را پاره کرد. شریعت آیا برای انسان بود؟شریعت برای خداوند بود ؟چه کسی می تواند شریعت را به کنار بگذارد جز خود خدا؟


نمونه اول :

در جریان محاکمه زن بدکاره در انجیل یوحنا باب 8 فصل 1 الی11چنین آمده است:


1-عیسی به کوه زیتون بازگشت. 2- ولی روز بعد، صبح زود ، باز به خانه خدا رفت. مردم ‏نیز دور او جمع شدند. عیسی نشست و مشغول تعلیم ایشان شد. 3- در همین وقت ، سران ‏قوم و فریسیان زنی را که در حال زنا گرفته بودند ، کشان کشان به مقابل جمعیت آوردند، ‏‏4- و به عیسی گفتند: استاد ، ما این زن را به هنگام عمل زنا گرفته ایم. 5- او مطابق ‏قانون موسی باید کشته شود. ولی نظر شما چیست؟ 6- آنان می خواستند تا عیسی چیزی ‏بگوید تا او را به دام بیندازند و محکوم کنند. ولی عیسی سر را پایین انداخت و با انگشت ‏بر روی زمین چیزهایی می نوشت. 7- سران قوم به اصرار می خواستند که او جواب ‏دهد. پس عیسی سر خود را بلند کرد و به ایشان فرمود: بسیار خوب؛ آنقدر بر او سنگ ‏بیندازید تا بمیرد. ولی سنگ اول را کسی به او بزند که خود تا بحال گناهی نکرده باشد. ‏‏8- سپس دوباره سر را پایین انداخت و به نوشتن بر روی زمین ادامه داد. 9- سران قوم ، ‏از پیر گرفته تا جوان ، یک یک بیرون رفتند تا اینکه در مقابل جمعیت فقط عیسی ماند و ‏آن زن. 10- آنگاه عیسی بار دیگر سر را بلند کرد و به زن گفت: آنانی که تو را گرفته ‏بودند کجا رفتند؟ حتی یک نفر هم نماند که تو را محکوم کند؟ 11- زن گفت : نه آقا ! ‏عیسی فرمود: من نیز تو را محکوم نمی کنم. برو و دیگر گناه نکن

انجیل یوحنا باب 8 فصل 1 الی 11

در اینجا عیسی(ع) حکم سنگسار را از آن زن بدکاره برداشت ،او چگونه می توانست چنین کند و حکم خدا را بردارد ،مگر اینکه خود خدا باشد.

نمونه دوم :

حكايت باغبانهاي ظالم

1-شخصي تاكستاني درست كرد و دور آن ديواري كشيد. در آن حوضچه اي نيز براي گرفتن آب انگور كَند و يك برج ديده باني نيز بنا كرد. سپس باغ را به چند باغبان اجاره داد و خود به سفر رفت 2- در فصل انگورچيني ، خدمتكارش را فرستاد تا سهم خود را از محصول باغ بگيرد 3- ولي باغبانها او را زدند و دست خالي برگرداندند. 4- صاحب باغ يك نفر ديگر را فرستاد؛ اين بار به او دشنام دادند و او را زدند و سرش را نيز شكستند. 5- نفر بعدي را نيز كشتند. ديگران را هم يا زدند يا كشتند 6- تا اينكه فقط يك نفر براي صاحب تاكستان باقي ماند، يعني تنها پسرش . آخر او را فرستاد، به اميد اينكه به او احترام خواهند گذاشت .7- ولي وقتي باغبانها ديدند كه پسرش مي آيد، به يكديگر گفتند: او پس از مرگ پدرش ، صاحب اين باغ خواهد شد. پس بياييد او را بكشيم تا باغ مال ما شود 8-پس او را گرفتند و كشتند و جنازه اش را از باغ بيرون انداختند 9-حال به نظر شما، صاحب باغ وقتي اين خبر را بشنود چه خواهد كرد؟ او آمده ، همه را خواهد كشت و باغ را به ديگران اجاره خواهد داد 10-آيا به ياد نداريد كتاب آسماني چه مي گويد؟ مي فرمايد: همان سنگي كه بَنّاها دور انداختند، مهمترين سنگِ بناي ساختمان شده است 11- اين كار خداوند است و به نظر همه عجيب مي آيد.

مسیح در این مثال روایت جسم پوشیدن خود را بیان می کند که به دلیل اینکه تمام فرستادگانش را کشتن خود به زمین آمد جسم پوشید وباع را به حواریون و رسولان خود سپرد.

اینها آیاتی که به استناد به ان ما عیسی مسیح را خداوند می نامیم .

نمونه سوم:
چه چيز انسان را نجس مي كند؟

در (باب 16 انجیل متی آیات 10 تا 20) آمده است:

10- سپس ، عيسي مردم را نزد خود خواند و فرمود: «به سخنان من گوش دهيد و سعي كنيد درك نماييد. 11 هيچكس با خوردن چيزي نجس نمي شود. چيزي كه انسان را نجس مي سازد، سخنان و افكار اوست » 12-در اين موقع شاگردانش نزد او آمدند و گفتند: «فريسي ها از گفته هاي شما ناراحت شده اند. 13و14- عيسي جواب داد: «هر نهالي كه پدر آسماني من نكاشته باشد، از ريشه كنده مي شود. پس ، با آنان كاري نداشته باشيد. ايشان كورهايي هستند كه عصاكش كورهاي ديگر شده اند. پس هر دو در چاه خواهند افتاد.» 15- آنگاه پطرس از عيسي خواست تا توضيح دهد كه چگونه ممكن است انسان چيز ناپاك بخورد و نجس نشود. 16- عيسـي گفت : «آيـا شما نيـز درك نمي كنيـد؟! 17- آيا متوجه نيستيد كه آنچه انسان مي خورد، وارد معده اش شده ، و بعد از بدن دفع مي گردد؟ 18- اما سخنان بد از دل بد بيرون مي آيد و گوينده را نجس مي سازد 19- زيرا از دل بد اين قبيل چيزها بيرون مي آيد: فكرهاي پليد، آدم كشي ، زنا و روابط نامشروع ، دزدي ، دروغ و بدنام كردن ديگران 20- بلي ، اين چيزها هستند كه انسان را نجس مي سازند، و نه غذا خوردن با دستهاي آب نكشيده !»

در جریان نمونه سوم ، بازهم پاره شدن شریعت موسی(ع) را توسط مسیح می بینیم.

مسیح(ع) بعضی احکام تورات را تغییر داد ، اینها پاره کردن شریعت است. شریعت متعلق به خداست جز او بر پاره کردنش قدرت ندارد. اینها متعلق به ذات خداوند است.پس مسیح ،همان خداست.

نمونه چهارم:
عيسي درباره طلاق چه مي گويد؟

انجیل متی باب 19- آیات 1 تا 12:


1-چون عيسي سخنان خود را به پايان رساند،جليل را ترك كرد و به ناحيه اي از يهوديه در آنسوي رود اردن رفت 2- جمعيت انبوهي نيز بدنبال او براه افتادند و در آنجا عيسي بيماران ايشان را شفا بخشيد 3- آنگاه بعضي از فريسيان پيش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگير كنند. پس به عيسي گفتند: «آيا شما اجازه مي دهيد مرد زن خود را طلاق دهد؟» 4- عيسي جواب داد: «مگر شما كتاب آسماني را نمي خوانيد؟ در كتاب آسماني نوشته شده است كه در آغاز خلقت ، پروردگار مرد و زن را آفريد 5و6- و دستور داد مرد از پدر و مادر خود جدا شود و براي هميشه به زن خود بپيوندد و با او يكي شود، بطوري كه آن دو نفر ديگر دو تن نيستند بلكه يك تن . هيچ انساني حق ندارد آن دو را كه خدا به هم پيوسته است ، جدا كند». 7- پرسيدند: «اگر چنين است ، چرا موسي فرموده كه مرد مي تواند زنش را طلاق بدهد، و كافي است كه طلاقنامه اي بنويسد و به دست زنش بدهد و از او جدا شود؟» 8- عيسي جواب داد: «موسي چنين گفت زيرا مي دانست شما چقدر سنگدل و بيرحم هستيد. اما اين خواست خداوند در آغاز خلقت نبود 9- و من به شما مي گويم كه هر كس زن خود را به هر علتي بغير از علت زنا طلاق دهد و با زن ديگري ازدواج كند، زناكار محسوب مي شود». 10-شاگردان عيسي به او گفتند: «با اين حساب ، ازدواج نكردن بهتر است ». 11- عيسي فرمود: «هر انساني نمي تواند از ازدواج بپرهيزد، بلكه فقط كساني مي توانند مجرد بمانند كه از خداوند فيض خاصي يافته باشند 12- بعضي بعلت نقص مادرزادي قادر به ازدواج نيستند؛ بعضي را نيز مردم ناقص كرده اند و نمي توانند ازدواج كنند؛ و بعضي نيز به خاطر خدمت خدا ازدواج نمي كنند. هر كه قدرت اجراي اين اصل ازدواج را دارد، بگذاريد آن را بپذيرد.»

نمونه پنجم:

كارفرماي دلسوز


1-وقايع ملكوت خدا را مي توان به ماجراي صاحب باغي تشبيه كرد كه صبح زود بيرون رفت تا براي باغ خود چند كارگر بگيرد2- با كارگرها قرار گذاشت كه به هر يك ، مزد يك روز كامل را بپردازد؛ سپس همه را به سر كارشان فرستاد. 3-ساعاتي بعد، بار ديگر بيرون رفت و كارگراني را در ميدان ديد كه بيكار ايستاده اند 4- پس ، آنان را نيز به باغ خود فرستاد و گفت كه هر چه حقشان باشد، غروب به ايشان خواهد داد 5- نزديك ظهر، و نيز ساعت سه بعد از ظهر، باز عده بيشتري را به كار گمارد 6- ساعت پنج بعد از ظهر، بار ديگر رفت و چند نفر ديگر را پيدا كرد كه بيكار ايستاده بودند و پرسيد: «چرا تمام روز اينجا بيكار مانده ايد؟ 7-جواب دادند: هيچكس به ما كار نداد. به ايشان گفت : برويد به باغ من و كار كنيد. 8- غروب آن روز، صاحب باغ به سركارگر خود گفت كه كارگرها را فرا بخواند و از آخرين تا اولين نفر، مزدشان را بپردازد 9- به كساني كه ساعت پنج به كار مشغول شده بودند، مزد يك روز تمام را داد. 10- در آخر، نوبت كارگراني شد كه اول از همه به كار مشغول شده بودند؛ ايشان انتظار داشتند بيشتر از ديگران مزد بگيرند. ولي به آنان نيز همان مقدار داده شد. 11و12- پس ايشان به صاحب باغ شكايت كرده ، گفتند: به اينها كه فقط يك ساعت كار كرده اند، به اندازه ما داده ايد كه تمام روز زير آفتاب سوزان جان كنده ايم ؟ 13-مالك باغ رو به يكي از ايشان كرده ، گفت : اي رفيق ، من كه به تو ظلمي نكردم . مگر تو قبول نكردي با مزد يك روز كار كني ؟ 14- پس مزد خود را بگير و برو. دلـم مي خواهد به همه يك انـدازه مـزد بدهـم . 15 -آيا من حق ندارم هر طور كه دلم مي خواهد پولم را خرج كنم ؟ آيا اين درست است كه تو از سخاوت من دلخور شوي ؟ 16- بلي ، اينچنين است كه آناني كه اول هستند، آخر مي شوند و آناني كه آخرند، اول .

اینجا هم مسیح دراین باب به شریعت کهنه موسی اشاره می کند.

مبحث کارفرمای دلسوز هم همین طور .شریعت مبتنی بر این است به همان اندازه که عمال تو نیکوست پاداش خواهی گرفت به همان اندازه کار نیک انجام داده ای پاداش میگیری.


ولی مسیح ای نرا پاره کرد. گفت من خودم مزد وپاداش را تعیین میکنم جتی دلم میخواهد به اوکه کمی کار کرده مزد شبیه به او که ساعات ها کارکرده بدهم با این روال فرق نمیکند تو 10 سال نماز بخوانی یا یک لحظه مزد یکیست درنزد او ، او دلش می خواهد این طور باشد به ما هم ربطی ندارد؟


پس در اینجا هم مسیح شریعت موسی را پاره کرد.



نمونه ششم:

درباره روزه

انجیل مرقس باب 2 – آیات 18 تا 22:


18- پيروان يحيي و نيز فريسيان عادت داشتند بطور مرتب روزه بگيرند. پس عده اي نزد عيسي آمدند و از او پرسيدند: «چرا شاگردان شما، مانند پيروان يحيي و فريسيان ، روزه نمي گيرند؟» 19-عيسي به ايشان فرمود: «آيا دوستان داماد در جشن عروسي روزه مي گيرند؟ آيا تا موقعي كه داماد همراه ايشان است ، بايد غصه دار باشند؟ هرگز! 20 - ولي روزي كه داماد از ايشان جدا شد، روزه خواهند گرفت 21- از اين گذشته ، روزه شما يكي از مراسم كهنه اي است كه با روش جديد من سازگار نمي باشد. مثل اينست كه يك تكه پارچه نو را به لباس كهنه وصله كنيد؛ مي دانيد چه مي شود؟ بزودي وصله جدا مي شود و پارگي لباس بدتر از اول مي گردد. 22 -همچنين ، خودتان بهتر مي دانيد كه شراب تازه را در مَشك كهنه نمي ريزند، چون مَشك كهنه مي تركد؛ آنگاه هم شراب از بين مي رود و هم مَشك . شراب تازه را بايد در مَشك تازه ريخت .»

باز هم درباره روزه

(انجیل متی باب 9آیات 14 تا17)

14-يك روز شاگردان يحياي تعميد دهنده نزد عيسي آمده ، از او پرسيدند: «چرا شاگردان شما مانند فريسيان روزه نمي گيرند؟» 15- عيسي در جواب گفت : «آيا ميهمانان تا زماني كه داماد با ايشان است مي توانند ماتم كنند و روزه بگيرند؟ ولي يك روز خواهد آمد كه من از نزد دوستانم خواهم رفت . آن زمان ، وقت روزه گرفتن است 16-هيچيك از شما به لباس پوسيده ، پارچه نو وصله نمي كند، زيرا وصله ، لباس را پاره مي كند و سوراخ ، گشادتر مي شود 17-وياكسي شراب تازه را در مَشك كهنه نمي ريزد، چون در اثر فشار شراب ، مشك پاره مي شود؛ هم مشك از بين مي رود و هم شراب ضايع مي شود. شراب تازه را بايد در مشك تازه ريخت ، تا هم شراب سالم بماند، هم مشك .»

مسیح می گوید گامهای تازه دین را مگر می شود در شریعت کهنه ی موسی ریخت؟
مسیح شراب کلمات خود را هیچ گاه در کوزه کهنه شریعت نریخت.

نمونه هفتم :

دين براي انسان يا انسان براي دين


23- يك روز شنبه ، كه روز مقدس يهود است ، عيسي و شاگردانش از ميان كشتزارها مي گذشتند. در همانحال كه مي رفتند، شاگردان خوشه هاي گندم رامي چيدند و دانه هايش را مي خوردند24- برخي از روحانيون يهود به عيسي گفتند: پيروانت نبايد اين كار را بكنند، چون برخلاف دستورات مذهبي ماست . امروز شنبه و روز استراحت است و نبايد دست به هيچ كاري زد. 25- اما عيسي پاسخ داد: «مگر در تورات نخوانده ايد كه داود و يارانش وقتي گرسنه بودند، چه كردند؟ 26- زماني كه ابياتار، كاهن اعظم بود، ايشان وارد خانه خدا شدند و نان مقدس را خوردند، در حاليكه فقط كاهنان اجازه داشتند آن نان را بخورند. آيا آن كار برخلاف دستورات مذهبي نبود؟ 27- سپس افزود: روز شنبه براي استراحت انسان بوجود آمد، نه انسان براي روز شنبه 28-من صاحب اختيار روز شنبه هستم و اختيار دارم بگويم مردم در روزهاي شنبه چه بايد بكنند و چه نبايد بكنند.


اختیار روز سبت با مسیح هست ؟یعنی چی ؟
باید ها و نبایدها را یک نبی می گوید یا خداوند ؟
مسیح اینجاهم شریعت موسی را پاره کرد چرا که خداوند است.

پاسخ:

1-پیامبر اسلام(ص) خیلی از شریعتهای قبل را به دستور خدا تغییر داد ولی ما ایشان را هرگز خدا نمی نامیم.


همه آنچه که بالا مطرح شد( با فرض عدم تحریف کتاب مقدس)خود این یک اصلاح شریعت است نه از بین بردن شریعت . حضرت عیسی(ع)یک حکم شریعت را برداشت و به جای آن یک حکم دیگر را به اذن خدا آورد. اصولا هر پیامبر بعد از پیامبر دیگر آمد به اذن خداوند با توجه به شرایط جامعه ومردم زمانه بعضی از شرایع قبل تشدید یا تخفیف داده شد و همه به اذن خدا انجام گرفت ،پس چرا تغییر شریعت را از طرف آن پیامبر ،دلیل بر خدا بودن آن پیامبر نمیدانید ؟!! مثلا برای قوم موسی (ع) اینهمه احکام وضع شد که قبلا وضع نشده بود ،به قول خودتان چرا نگفتید چه کسی جز خدا می تواند شریعت را تغییر دهد، پس موسی خدا است؟!!!

و به وضوح روشن است که هدف مسیح باره باره شریعت نیود بلکه یک حکم شریعت موسی با توجه به شرایط زمان و به اذن خداوند به یک شریعت دیگر اصلاح نمود.

آیا برای ابطال یک شریعت این سخنان کافیست اگر مسیح در یک مورد یک شریعت را نقض کند دلیل میشود در همه موارد نقض کرده یا فقط به همان مورد خاص منحصر می ماند.


نفی شریعت که در دین مسیحیت مشهور شده است ،کار مسیح (ع) نبوده بلکه پولس دست به این کار زده است و حواریون از جمله یعقوب هم با این اقدام وی مخالف بودند مسیح فقط شریعت موسی را اصلاح و تکمیل نمود ولی پولس همه را نفی کرد.

جریان روز شنبه هم از مواردی است که مسیح آن را نقض نمود ،اینها به اذن خدا انجام می شود در غیر اینصورت انبیاء سابق هم بعضی از احکام را وارد و بعضی را حذف کردند که همه به اذن خدا بوده ولی شما هیچ ارزش خدایی برای آنها قائل نیستید

مسیح آمده بود تا شریعت موسی را اصلاح و تکمیل کند و کتاب مقدس هم شاهد بر این مدعاست
زیرا اول خود مسیح فرمود من نیامدم تا شریعت موسی را نقض کنم بلکه تکمیل کنم
و تمام شواهدی که شبهه کننده آورده است این نظر را تثبیت میکند.


بلکه این پولس بود که آمد شریعت را پاره کرد و حواریون هم با وی مخالفت کردندو اگر بنا باشد،پاره کننده شریعت خدا باشد ، پس پولس خداست نه مسیح زیرا او شریعت را پاره کرد، نه مسیح(ع).

بله شاید خدا در آغاز خلقت هدفش چیز دیگری بود ولی در دوران بنی اسرائیل به خاطر سنگ دلی آنها یک حکم شریعت موقتی و سخت را تشریع فرمود ، بعد شرایط بندگی مهیا تر شد ، مسیح (ع) را فرستاد و این حکم یا شریعت سخت تخفیف داد یا به عبارت بهتر شریعت را اصلاح کرد.

درباره جریان کار فرمای دلسوز، اگر خوب دقت کنیم می بینیم که مسیح به دو گروه مزد داد
1-کسانی که تمام روز کار کرده بودند


2- کسانی که یک ساعت از روز را کار کردند و حقوق آنها به یک میزان پرداخت میشود


و اگر دقت کنیم می بینیم که هر دو گروه کار کردند ولی یک گروه بیشتر یک گروه کمتر
کافرما به هیچ کس بدون کار مزد نداد بلکه هر دوگروه کار کردند، اگر جریان تحریف شده نباشد،نتیجه مهمی که می توان از این جریان گرفت اینست که:

خداوند به هیچ کس بدون کار مزد نمی دهد

بلکه لطف میکند مزد کسی را که کم کار کرده را با کسی که بیشتر کار کرده را یکسان می دهد،انهم به دلایلی که به شان نزول آن جریان مربوط می شود .

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد