مسیر

جناب عمر بن خطاب علم جناب عمربن خطاب جهل عمر در استدلال فردی که می گفت صبح کردم در حالی که فتنه را دوست دارم
 
جهل عمر در استدلال فردی که می گفت صبح کردم در حالی که فتنه را دوست دارم چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
جناب عمر بن خطاب - علم جناب عمربن خطاب

جهل عمر در استدلال فردی که می گفت صبح کردم در حالی که فتنه را دوست دارم


نور الدين مالكى در فصول المهمه آورده است كه مردى را نزد خليفه عمر آوردند و در حضور جمعى از او پرسيدند:

چگونه ديشب را صبح كردى؟

او گفت: «صبح كردم در حالى كه فتنه را دوست مى دارم و از حق كراهت دارم، يهود و نصارى را تصديق مى كنم، چيزى را كه نديده ام به آن ايمان دارم و اقرار به چيزى دارم كه خلق نشده است.»

عمر دستور داد بروند على)عليه السلام(را بياورند.

چون اميرالمؤمنين)عليه السلام(آمد، قضيه را براى آن حضرت بازگو كردند.

سپس امام فرمود: اين مرد درست گفته است. چون:

مرادش از فتنه، اموال و اولاد است; زيرا در قرآن مجيد آمده است: أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ انفال (8): 28

ومنظورش از حق همان مرگ است; چنانچه در سوره ق مى فرمايد« وَجاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ» ق (50): 19

منظورش از تصديق يهود و نصارى تكذيب هر دوى آن ها مى باشد; چون در قرآن آمده است« وَقالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْء وَقالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْء» يهود مى گفتند: نصارى بر حق نيستند، و نصارى مى گفتند: يهود بر حق نيستند. بقره (2): 113

لذا منظور مرد از اين جمله، تكذيب هر دو فرقه آن ها مى باشد.

مراد از «ايمان به چيزى كه نديده است» آن است كه به خداى ناديدنى ايمان دارد.

و بالاخره منظور از «اقرار به چيزى كه خلق نشده» قيامت است كه هنوز به وجود نيامده است.

سپس عمر گفت:«به خدا پناه مى برم از هر معضلى كه على در او نباشد و اگر على نبود عمر هلاك مى شد»

«أعوذ بالله من معضلة ليس لها أبو حسن... لو لا عليّ لَهلَك عمر».

مسند زيد بن على، ص335 ; مناقب آل ابى طالب، ج 2، صص184، 185 و 187 ; ينابيع المودة لذوى القربى، ج 3، ص147

همچنين در جاى ديگرى گفته بود:

«مباد آن روزى كه مشكلى برايم پيش آيد، و على(عليه السلام) در دسترس نباشد»

«لا بقيت لمعضلة ليس لها أبو حسن»

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص18 ; عمر بن خطاب، ص371

يا خطاب به ساير صحابه پيامبر خدا مى گفت: تا على(عليه السلام) در مسجد است احدى حق ندارد زبان به فتوا بگشايد»

«لا يفتين أحد في المسجد و عليّ حاضر».

بحار الانوار، ج 41، ص141، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص18 ; المناظرات فى الامامه، ص445

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد