مسیر

حضرت امیرالمومنین علی(ع) شهادت امیرالمومنین(ع) ومسائل پیرامون آن آخرين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) قبل از ضربت خوردن،و قبل از شهادت از منابع اهل سنت
 
آخرين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) قبل از ضربت خوردن،و قبل از شهادت از منابع اهل سنت چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 4
بدخوب 
حضرت امیرالمومنین علی(ع) - شهادت امیرالمومنین(ع) ومسائل پیرامون آن

آخرين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) قبل از ضربت خوردن،و قبل از شهادت از منابع اهل سنت

آخرين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) قبل از ضربت خوردن، معروف و مشهور است: «فزت و رب الکعبة».

اماآخرين جمله اميرالمومنين (عليه السلام) قبل از شهادت :

در اين رابطه در منابع شيعه زياد آمده است. مخصوصا در شب 21 ماه رمضان که در کتاب هاي متعدد مانند ارشاد شيخ مفيد (ره)، مناقب ابن شهر آشوب و غيره که چه ولوله اي بود در خانه اميرالمومنين (عليه السلام) تمام بچه ها در کنار بستر اميرالمومنين (عليه السلام) جمع شده بودند.

اما ابن اثير جزري در کتاب اسد الغابه، کتاب معتبر رجالي اهل سنت، در ج4، ص114 که از عمرو بن ذي مُر نقل مي کند:

عن عمرو ذي مر، قال: لما أصيب علي بالضربة، دخلت عليه و قد عصب رأسه، قال: قلت: يا أمير المؤمنين! أرني ضربتك، قال: فحلها، فقلت: خدش و ليس بشئ، قال: إني مفارقكم، فبكت أم كلثوم من وراء الحجاب فقال لها: اسكتي. فلو ترين ما أرى لما بكيت، قال فقلت: يا أمير المؤمنين! ماذا ترى قال هذه الملائكة وفود و النبيون و هذا محمد صلى الله عليه و سلم يقول يا علي أبشر فما تصير إليه خير مما أنت فيه.

وقتي اميرالمومنين (عليه السلام) ضربت خورده بود، رفتم خدمت ايشان و عرضه داشتم که آن جاي ضربت را به من نشان بده. ايشان هم جاي ضربت را باز کرد و نشان داد. گفتم: يک خراشي است که خوب خواهد شد. گفت: خير، من با اين ضربت، پيش خدا خواهم رفت. ام کلثوم دختر اميرالمومنين (عليه السلام)، وقتي اين جمله را شنيد، شروع کرد به گريه کردن. اميرالمومنين (عليه السلام) گفت: دخترم آرام باش. اگر مي ديدي آنچه را که من مي بينم، گريه نمي کردي. گفتم يا اميرالمومنين (عليه السلام): چه مي بيني؟ الان ملائکه را مي بينم که دسته دسته به پيشواز من آمده اند و پيامبران گرامي به استقبال من آمده اند و رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است که به من مي گويد يا علي مژده باد بر تو! آنچه که مي خواهي بيايي و ببيني، خيلي بهتر است از دنيايي که در آن هستي.

زمخشري در ربيع الابرار، ج4، ص208 از اسماء بنت عميس تعبيري دارد:

أنا لعند علي بن أبي طالب (عليه السلام) بعد ما ضربه ابن ملجم، إذ شهق شهقة، ثم أغمي عليه، ثم أفاق فقال: مرحبا، مرحبا، الحمد لله الذي صدقنا وعده و أورثنا الجنة، فقيل له: ما ترى؟ قال: هذا رسول الله و أخي جعفر  و عمي حمزة و أبواب السماء مفتحة و الملائكة ينزلون يسلمون علي و يبشرون و هذه فاطمة قد طاف بها و صائفها من الحور و هذه منازلي في الجنة، لمثل هذا فليعمل العاملون.

مي گويد من در شب آخر نزد اميرالمومنين (عليه السلام) بودم. ايشان يک ناله اي کرد و غش کرد و وقتي به حال عادي برگشت، گفت: خوشا خوشا! خدايا شکر که به وعده ات عمل کردي. گفتم: چه مي بيني؟ گفت: اين پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است که آمده به پيشواز من، برادرم جعفر طيار، عمويم همزه سيد الشهداء، تمام درهاي آسمان براي ورود من گشوده شده است. ملائکه الهي دسته دسته فرود مي آيند و بر من سلام مي دهند و بشارت مي دهند. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) با دسته اي از حور العين به استقبال من آمده اند. جايگاه من را در بهشت به من نشان مي دهند. چه زيباست که همه براي اين مقام و مرتبه عمل کنند.

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد