مسیر

صحابه(بحث های استدلالی) آیا خداوند همیشه و دائما از صحابه راضی است؟ خود صحابه ای که در بیعت رضوان حاضر بودند بر رضایت دائمی خداوند از خود و اهل بهشت بودن خود اعتقاد نداشتند
 
خود صحابه ای که در بیعت رضوان حاضر بودند بر رضایت دائمی خداوند از خود و اهل بهشت بودن خود اعتقاد نداشتند چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
صحابه(بحث های استدلالی) - آیا خداوند همیشه و دائما از صحابه راضی است؟

خود صحابه ای که در بیعت رضوان حاضر بودند بر رضایت دائمی خداوند از خود و اهل بهشت بودن خود اعتقاد نداشتند

مي‏گويند همه آنانكه در بيعت رضوان حاضر بودند، از آنجا كه خداوند از آنها راضي شد، اهل بهشتند. آيا خود آنها چنين عقيده‏ي داشتند؟ به اين روايت دقّت كنيد:

الف - قال: (مسيّب) لقيت البراء بن عازب فقلت طوبي لك، صحبت النبي صلي‏الله‏عليه‏و‏سلم وبايعته تحت الشجرة فقال يا ابن اخي ! انّك لا تدري ما احدثنا بعده. صحيح بخاري، ج 5، ص 159، مغازي، باب غزوة الحديبيّة و...

مسيّب مي‏گويد براء بن عازب را ديدم و گفتم خوشا به حالت با رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مصاحبت داشتي و در بيعت شجره (بيعت رضوان) با آن بزرگوار بيعت كردي. او گفت: اي پسر برادرم! نمي‏داني كه بعد از او چه كرديم!

معلوم مي‏شود خود آنها عقيده نداشتند كه آن بيعت آنان را آنچنان بيمه كرده باشد كه هر عملي انجام دهند رضايت و خشنودي خداوند به غضب و قهر او تبديل نخواهد شد. يعني ممكن است كه گاهي خدا و رسولش از گروهي به خاطر اعمال خوبشان راضي باشد ولي همين عدّه بعدها كاري كنند كه موجب ناخشنودي شود.

ب- اگر همه أصحاب اهل بهشتند چرا عمر در آخرين لحظات عمر خود جزع و فزع كرده و آرزو داشت كه كاش زمين پر از طلا در اختيار او بود و آن را فدا مي‏داد تا از عذاب خدا در امان بماند؟ معلوم مي‏شود كه او هم از بيعت رضوان بيمه شدن همه أصحاب حتي خودش را نفهميد.

ج- اگر اينان آنقدر كه اهل سنّت مي‏گويند هيچ عيب و نقصي ندارند چرا رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آنهمه سفارش مي‏كرد كه بعد از من كافر نشويد؟

لا ترجعوا بعدي كفّارا يضرب بعضكم رقاب بعض يعني: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به أصحاب فرمود: بعد از من به كفر برنگرديد طوري كه عدّه‏ي گردن دسته ديگر را بزند.

صحيح بخاري:

ج 1، ص 41، كتاب العلم، باب الانصات للعلماء (در حجّة الوداع، و اين نشان از نگراني رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله حتّي در آخرين ماههي حيات خود بود كه نكند بعد از آن حضرت أصحاب راه كفر و ارتداد پيش گيرند).

و ج 2، ص 215 و 216، كتاب الحج، باب الخطبة ايّام مني

و ج 5، ص 223 و 224، بعد از خاتمه مغازي، باب حجّة الوداع،

و ج 8، ص 48، كتاب الادب، باب ما جاء في قول الرجل ويلك، وص 198، كتاب الحدود، باب ظهر المؤمن حمي إلاّ...،

و ج 9، ص 3، ابتدي كتاب الديّات، باب قول اللّه تعالي ومن احياها...، و ص 63 و 64، كتاب الفتن، باب قول النبي صلي‏الله‏عليه‏و‏سلم : لا ترجعوا بعدي كفّارا (تقريبا همه روايات اين باب)، و ص 163، كتاب التوحيد، باب و كان عرشه علي الماء و...لا ترجعوا بعدي ضلاّلاً

صحيح مسلم: ج 1، ص 82، كتاب الايمان، باب 29، ح 120.

اينها همه به خاطر اين بود كه: دنيا انسان را مي‏فريبد و مال و مقام ،عامل گمراهي مي‏گردد.

چنانچه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي‏فرمود: «... ما اخاف عليكم ان تشركوا بعدي ولكن اخاف عليكم ان تنافسوا فيها»

يعني:... از مشرك شدن شما بعد از خودم نمي‏ترسم (كه شما به شرك روي نخواهيد آورد) ولي مي‏ترسم كه دنيا زده شويد. (و به خاطر آن به گمراهي بيفتيد)

صحيح بخاري، ج 2، ص 114، كتاب الجمعة، باب في الجنائز، باب الصلاة علي الشهيد، وج 4، ص 240، كتاب بدء الخلق، باب علامات النبوّة في الإسلام.

اقتباس از کتاب «اصحاب در صحاح سته »جناب حبیبیان

تلخیص وانتخاب سایت شمیم شیعه

 
 
تمامي حقوق اين پايگاه محفوظ و متعلق به شميم شيعه ميباشد. کپي برداري از مطالب سايت برای عموم آزاد مي‌باشد